تبلیغات
ناقلاها
ناقلاها
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : زهره مقدمی
نویسندگان

و تاریخ آن گوشه ایستاده است و از دور می نگرد،زیر لب،لبخندی تلخ و دردناک دارد؛گوئی با لبانش می گرید.می گرید به سرنوشت این مرد،این در وطن خویش غریب؛و می خندد به این قوم،این پیروان محمّد(ص)،این مهاجران و انصار،و از خود می پرسد آیا از میان اینان کسی پیش نخواهد آمد؟صف این مؤمنان آسوده و بی دردی را که گرداگردِ مرد ایستاده اند و پیشوای خود را می نگرند،کسی نخواهد شکافت و پیش نخواهد آمد،تا ببیند که این پیغمبری که در انبوه مؤمنان صادقش،چنین بی کس و بیگانه و مجهول مانده است،چه می گوید؟چه می کشد؟چه می خواهد؟آن بار سنگین،آن آوار خفقان آوری که از آن،این همه می نالد چیست؟او را کمک کند،او را سبک بار تر کند؟

و تاریخ همچنان از دور می نگریست،و با لبخند پنهانی و تلخش می گریست و زیر لب به درد می گفت:«پیغمبری اولوالعزم،صاحب کتاب و رسالت!و در میان انبوه امّتش،اینچنین غریب!و در میان انبوه قومش،اینچنین بیگانه،در انبوه خاندان و عشیره اش این چنین تنها!و در میان گرم ترین و متعصّب ترین مؤمنانش،اینچنین مجهول!

 

ناگهان!تاریخ بر خود لرزید!

 

ناگهان چه می بینم؟این کیست؟این مسافر کیست؟این عرب نیست.چهره اش به روشنائی سپیده است،پیشانی اش باز،سیمایش غبارِ راه گرفته،چشمانش رنگ برگشته،خسته،کوفته،تشنه،بی تاب...پیداست که از سفری دور می آید؛پیداست که سال ها آواره بوده است...پیداست که از کویری سوخته می رسد.

 

اِ،این چهره را می شناسم!او را دیده ام...این همان...در کنار آتشکده...ها...در آن کلیسا...که از پنجره ناگهان بیرون پرید...

 

اِ...این سلمان است!

 

و بعد سلمان ماند؛در نخستین دیدار،ایمان آورد و دیگر تا پایا عمر آرام گرفت و «سلمانُ مِنّا» شد و صاحب سرّ«پیام آور» شد و محمّد(ص) با او،خود را در انبوه مهاجران و انصار،آن کوه سنگینی را که بر سینه اش آوار شده بود،سبک تر احساس می کرد؛چه،سلمان،بخشی از آن را خود بر دوش جانش گرفت.هرگاه دردها بر جانش می ریخت،سلمان را فرامیخواند،در چشم های آشنای او ناله می کرد،در گفت و گوی با او فریاد می زد و آسوده می شد.

 

ادامه دارد...

«علي(ع)» از خدا نيز تنهاتر است!(4)



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
زهره مقدمی
سه شنبه 19 خرداد 1394

آشپزخانه ال شکل با دیزاین مدرن

دکوراسیون آشپزخانه ال بنا به سبک طراحی آشپزخانه های امروزی بسیار کاربردی و پرطرفدار است. بیشتر مردم خواسته یا ناخواسته چنین چیدمانی را وارد آشپزخانه کرده اند. در ادامه با ایده هایی از چیدمان آشپزخانه ال شکل آشنا خواهید شد.

40 ایده طراحی جذاب و متفاوت دکوراسیون آشپزخانه ال شکل

سبک طراحی محیط در فضاهای کارکردی اهمیت زیادی دارد. به گونه ای که بیشترین دقت و حوصله صرف چنین فضاهایی می شود. آشپزخانه یکی از فضاهایی است که باید برای طراحی آن زمان زیادی صرف گردد. چنین محیطی ضمن داشتن فضای کافی برای رفت و آمد، باید مرتب و منظم باشد و این ترتیب و نظم با حداقل استفاده از فضا فراهم شده باشد.

آشپزخانه ال شکل با دیزاین شیک

دیزاین متفاوت آشپزخانه ال شکل

دیزاین عالی آشپزخانه ال شکل

دیزاین زیبای آشپزخانه ال شکل

دیزاین جذاب آشپزخانه ال شکل

طراحی فوق العاده آشپزخانه ال شکل

طراحی ایده آل آشپزخانه ال شکل

طراحی مدرن آشپزخانه ال شکل

طراحی جدید آشپزخانه ال شکل

طراحی لاکچری آشپزخانه ال شکل

طراحی متفاوت آشپزخانه ال شکل

طراحی عالی آشپزخانه ال شکل

طراحی زیبا آشپزخانه ال شکل

آشپزخانه ال شکل با چیدمان ظریف

چیدمان جدید آشپزخانه ال شکل

دکوراسیون آشپزخانه ال در اکثر آشپزخانه ها وجود دارد. چیدمان ال در زندگی های امروزی با توجه به معماری آشپزخانه ها در الویت قرار می گیرد. ضمن اینکه در چنین سبک چیدمان آشپزخانه، فضای کافی برای رفت و آمد و … نیز فراهم شده است. بنابراین با انتخاب دکوراسیون آشپزخانه ال بهینه سازی بیشتر از قبل انجام شده است.

این سبک طراحی در آشپزخانه های باز پر کاربرد است. به عنوان مثال طرح کابینت های دایره وار در سبک آشپزخانه جزیره ای کاربرد بیشتر دارد. ساماندهی دکوراسیون آشپزخانه باید به گونه ای باشد که فضای کافی برای ترتیب منظم وسایل در اختیار شما قرار دهد.

آشپزخانه ال شکل با چیدمان مدرن

چیدمان لاکچری آشپزخانه ال شکل

چیدمان شیک آشپزخانه ال شکل

چیدمان فوق العاده آشپزخانه ال شکل

چیدمان متفاوت آشپزخانه ال شکل

دکوراسیون آشپزخانه ال شکل

آشپزخانه با طراحی ظریف ال

دکوراسیون آشپزخانه ال شکل

چیدمان زیبای آشپزخانه ال شکل

چیدمان عالی آشپزخانه ال شکل

طراحی آشپزخانه به شکل ال

دکوراسیون آشپزخانه ال شکل

آشپزخانه ال با طراحی ظریف

آشپزخانه ال شکل

دکوراسیون لاکچری آشپزخانه ال شکل

دکوراسیون آشپزخانه ال شکل، باعث فراخی و دلبازی محیط می شود. از این رو برای طراحی داخلی آشپزخانه پیشنهاد می شود. علاوه بر این، دکوراسیون انتخابی برای آشپزخانه های کوچک بسیار مناسب است و فضای بیشتری را در آشپزخانه ایجاد می کند.

با کمی دقت به چیدمان آشپزخانه ال, متوجه نواری از کابینت در دو طرف آشپزخانه می شوید. بنابراین فضای لازم در مرکز آشپزخانه فراهم است. البته اگر از میز برای صرف صبحانه و… در دکوراسیون آشپزخانه استفاده نشود. در واقع به جای استقرار میز در مرکز آشپزخانه از فضای روی پارتیشن آشپزخانه کمک گرفته شود.

دکوراسیون شیک آشپزخانه ال شکل

دکوراسیون جدید آشپزخانه ال شکل

دکوراسیون مدرن آشپزخانه ال شکل

دکوراسیون آشپزخانه ال با در اختیار گذاشتن فضای کافی، محیط داخلی آشپزخانه را زیبا و در عین حال دلباز نشان می دهد. این فراخی امکان رفت و آمد راحت شما را در نقاط مختلف آشپزخانه موجب می شود. از این رو بسیار مورد استقبال و در مرکز توجه است.

با چنین دیزاینی هیچ چیز اضافی در وسط آشپزخانه خودنمایی نکرده و عملاً همه چیز در جای مناسبی مستقر شده اند. علاوه بر این موارد، باید از نورهای تاکیدی زیبایی که می توان در این محیط به کار برد، نیز صحبت به میان آورد. نوارهای طولی این سبک طراحی امکان استفاده از نورهای تاکیدی را در زیر کابینت فراهم می آورد. این روش هم یک دکوراسیون زیبا برای آشپزخانه ال محسوب می شود و هم منجر به روشنایی خاصی بر روی نواحی از سینک و… می شود.

دکوراسیون جالب آشپزخانه ال شکل

دکوراسیون جذاب آشپزخانه ال شکل

دکوراسیون زیبای آشپزخانه ال شکل

دکوراسیون عالی آشپزخانه الی شکل

دکوراسیون متفاوت آشپزخانه ال شکل

دکوراسیون ایده آل آشپزخانه ال شکل

دکوراسیون فوق العاده آشپزخانه ال شکل

دیزاین آشپزخانه ال در آشپزخانه های کم نور و کوچک به شکل معجزه ای عمل می کند. با چنین دیزاینی، کمبود فضا و نور تا حد زیادی جبران می شود. اگر با برقراری این سبک، مرکز آشپزخانه را خالی یافتید، می توانید از میز و صندلی برای پر کردن آن استفاده کنید. البته این مسئله خیلی در آشپزخانه های کوچک قابل اجرا نیست.

40 طراحی مدرن برای دکوراسیون آشپزخانه ال شکل



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
زهره مقدمی
یکشنبه 17 خرداد 1394

ایران آنلاین:در حضور دهها رسانه، پسر ترامپ از زن هنرمند و مدل خود بعد از 13 سال زندگی مشترک جدا شد.

پسر و عروس دونالد ترامپ

 ورود پسر و عروس دونالد ترامپ به دادگاه برای جدایی

به نقل از دیلی میل آنها در دادگاه منهتن نیویورک به همراه وکلای خویش حضور یافتند و بی آنکه توضیح بیشتری در باره طلاق خویش بدهند راه خود را از هم جدا کردند. جان حاصل ازدواج دونالد ترامپ با اولین زنش، ایوانا است.

پسر و عروس دونالد ترامپ

پسر و عروس دونالد ترامپ در دادگاه

دونالد جان ترامپ فرزند ارشد و 40 ساله ترامپ در حالی با وانسا همسر هنرمند و مدل خود متارکه کرد که دارای 5 فرزند هستند.

عروس دونالد ترامپ

ایوانا قبل از طلاق از پسر ترامپ

این فرزند ترامپ مدتها متولی شرکت و سازمان تجاری پدرش بود او در انتخابات 2016 هدایت کمپین تبلیغاتی دونالد ترامپ را عهده دار بود و نفش بسزایی در تخریب و افشاگری علیه هیلاری کلینتون داشت جان ترامپ بعد از دیدار و نشست مشترکش با سیاستمدار روسی جنجال برانگیخت.

پسر و عروس دونالد ترامپ

عکس دو نفره ایوانا و پسر ترامپ

او در مجموع یک تاجر و چهره تلویزیونی شناخته می شود و با این شهرت با مدل امریکایی وانسا ازدواج کرد.

انتهای پیام/م

طلاق بازیگر و مدل مشهور آمریکایی از پسر دونالد ترامپ

طلاق جنجالی در خانواده بزرگ ترامپ + تصاویر



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
زهره مقدمی
جمعه 15 خرداد 1394

سلام

چقدر اتفاق داره میفته تو بیان...بانو داره از بیان میاره به خاطر توهین...منم میخواستم برم به خاطر توهین و خیلی های دیگه

...یادمه یکی بهم گفت به بهرنگ یه فرصت بدیم درست میشه همه چی ولی  داره بدترمیشه و بقیه دارن میرن...درسته شوخی خوبه خنده خوبه ولی نه زیادش نه اینکه با شوخی هر حرفیو زد...واقعا بیان داره عوض میشع این سه سال که بیان بودم اینجوری نبوده و داره روز به روز بدترمیشه

..بد نیست یه تکونی به بیان بدیم یکم اخلاق رو درست کنیم..شعار نمیدما چون بلد نیستم ولی شوخی داره بد میشه پیامبر اسلام میگه هیچ وقت با کسی شوخی نکنید شاید باعث دلخوری بشه ...شوخی خوب نیست.....و اینکه بانو نرو سر یه موضوع فرار نکن بمون و  تا نشون بدی قوی هستی

بیان داره از صمیمتش کم میشه .... داره بد میشه و کسانی دارن بدش میکنند هرچی من حس خوب به بقیه بدم ولی باز همه چی بهم میریزه

خداکنه وضع از این بدتر نشه و باز همون وضع گذشته بشه تا حاله هممون خوب بشه

راجب اتفاقات افتاده در بیان.......



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
زهره مقدمی
جمعه 15 خرداد 1394

هنگام تولد ماه است؛ ماه بنی‌هاشم.

 گلخنده‌های آسمان و زمین و زمزمه‌های شورانگیز بلبلان در سال روز میلاد حضرت عباس علیه‌السلام در گوش عالم می‌پیچد.

پنجره‌ای از شادی بر دل‌ها گشوده می‌شود و رنگین کمان اشتیاق، فضای زندگی را می‌آراید.

ترنم شکفتن نوگلی معطر در باغستان توحید، دل‌ها را مفتون و مجذوب خویش می‌سازد.

ماه بر خانه ولایت می‌تابد.

نوزادی در خانه علی(ع) متولد می‌شود که پدر نیکی‌هاست و او را ابوالفضل می‌نامند.

ابوالفضل می‌آید و صفا و زیبایی و پاکی را به ارمغان می‌آورد.

می‌آید و کرامت و فضیلت و شهادت را با خود به همراه می‌آورد.

می‌آید و ابر رحمت اندیشه‌اش، همه تشنگان فضیلت را سیراب می کند.

 اینک هوا عطرآلود و عنبرآمیز است و آبشاری از نور، از خنده‌های شادمانه خورشید، به مهمانی زمین آمده است.

عباس بن علی علیه السلام به دنیای خاکی، گام نهاده؛ آیه روشن کتاب استقامت و وارث ایثار و خون.

پدر با همه عظمتش بر دستان یاریگر نورسیده بوسه می‌زند، دستانی که در روزی سخت تکیه‌گاه هستی خواهد شد.

ماه بنی‌هاشم! پرچم‌دار سپاه اسلام

 بخند ای گوهر نورسیده تا بر دانه‌های مروارید خنده‌ات، نیازمندان دخیل ببندند، یا باب‌الحوائج!

ای آینه‌دار کربلا و ای دست بیرون‌آمده از آستین خدا! شوق رسیدنت، شعبان را سرمست می کند.

 


نوشته شده در شنبه 97/2/1ساعت 9:34 صبح توسط حمیده بالایی نظرات ( ) |
ماه بنيهاشم تولدت مبارک!



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
زهره مقدمی
چهارشنبه 13 خرداد 1394

از دیگر کرامات شیخنا اینکه قصد داشت قالب وبلاگ سخن‌سرا را تغییر دهد. ولی بی‌حواسی کار دستش داد و قالب وبلاگ خویش را پراند.
هشتگ با غم‌انگیزترین حالت وبلاگ چه کنم؟
ما هیچ ما شربت خاکشیر



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
زهره مقدمی
سه شنبه 12 خرداد 1394

با من، همانند یک حیوان رفتار کن! با من همانند یک حیوان رفتار کن، همانند کسی که دیگر چیزی برای از دست دادن ندارد، همانند کسی که دیگر معصومانه‌ای برای تداعی کردن ندارد، و کسی که همانند گرگی زخمی، کل جنگل را برای پایمال کردن خونت، به خاک و خون می‌کشد!


با من همانند یک حیوان رفتار کن؛ نه یک اهلیِ پای‌به‌پای یار، نه یک چهچه‌زن آزاده در قفس، نه یک پنجول‌کشِ ملوسِ چشم آبی، و نه یک نگهبانِ واق‌واق‌تبارِ سکوتِ نیمه‌شب؛ بلکه همانند کسی که صدای سوزناکش تن بی‌جانت را به لرزه در می‌آورد، و کسی که پا به پای قدم‌هایت قدم بر‌می‌دارد تا هر قدمش تو را یک قدم به سمت چیزی که تمام عمر از آن واهمه داشتی رهنمود کند! بگریز و فرار کن! زیرا که در اینجا صدای نفس‌های خوف‌انگیز موجودی به گوش می‌رسد که دندان‌های تشنه به خونت را از میان تاریکی صیقل داده است؛ بگریز و فرار کن، زیرا که حمله نکردن سریع نشانه‌ای از برای زمان است، برای تو، تا، تا آنجایی که در توان داری از آن محل دور شوی، زیرا که او از هیچ‌چیز به اندازه‌ی بازی با طعمه خویش لذت نمی‌برد.

دد



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
زهره مقدمی
شنبه 9 خرداد 1394

دوباره می رسد از راه، نغمه خوان، اتوبوس

پر است از هیجانِ مسافران، اتوبوس

 

تمام پنجره هایش ستاره دارد و ماه

شبانه آمده انگار از آسمان، اتوبوس!

 

برای دیدن رؤیای جاده ها دارد؛

دو تا چراغ، دو تا چشم مهربان، اتوبوس

 

تمام مردم این شهر نیز می گویند؛

همیشه داشته لبخند بر دهان، اتوبوس

 

غروب، پلک به هم می گذارد و آرام؛

به خواب می رود از دیدنِ جهان، اتوبوس

 

و از تصور یک خواب، اشک می ریزد

و سرفه می کند و می خورد تکان، اتوبوس

 

که پیر می شوم و جَرثقیل می خُورَدَم

و لاشه ای لب جاده ست، بعد از آن، اتوبوس...

 

سپیده چشم که وا می کند، هوا سرد است؛

و می شود پیِ پروانه ها روان، اتوبوس

 

چراغ های خطر را ندید، یک لحظه؛

و پرت شد تهِ یک درّه ناگهان اتوبوس

 

و زیر یک پل متروک، با تنی خزه پوش

شده ست لانه برای پرندگان، اتوبوس...

محمد سعید میرزایی

اتوبوس



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
زهره مقدمی
جمعه 8 خرداد 1394

ما به طور فرهنگی شرطی شده ایم که به جای شکرگزاری و تمرکز بر روی داشته هایمان، روی چیزهایی که نداریم تمرکز کنیم. اهمیتی ندارد در زندگی تان چه چیزهایی دارید و چه چیزهایی ندارید، وقتی شکرگزاری می کنید می توانید شادی و رضایت را احساس کنید. شکرگزاری یکی از بالاترین حالت های احساسی و ارتعاشی است که هر کس می تواند آن را با تمام وجود حس کند. وقتی شکرگزار داشته های فعلی تان باشید ، به طور طبیعی چیزهای بیشتری را جذب می کنید که می توانید به خاطر آن ها نیز شکرگزار باشید. در ادامه جک کنفیلد شش عادت شکرگزاری برای جذب فراوانی را به ما آموزش می‌دهد:

 

1. هر صبح 7 دقیقه برای شکرگزاری اختصاص دهید.

هر صبح هر چیزی را که در زندگی قدردان آن هستید در دفتر شکرگزاری تان یادداشت کنید. زمانی که با شکرگزاری روزتان را آغاز می کنید، خود را برای قدردان بودن هر چیزی که در طول روز برایتان اتفاق می افتد آماده می کنید. همچنین به شما کمک می کند تا انرژی مثبتی از خود ساطع کنید تا افراد مثبت مثبت بیشتری به سمت شما جذب شوند. این ارتعاشات و انرژی مثبت، الهام بخش آن ها می شود تا بخواهند به شما کمک کنند تا به اهدافتان برسید.

 

2. هر روز قدردان حداقل 3 نفر باشید.

زمانی که اجازه دهید افراد بدانند که شما چقدر قدردان آن ها هستید، حس قدردانی و ارزش شان را بیشتر می کنید و آن ها را تشویق می کنید که این انرژی مثبت را به دیگران بدهند. بیشتر افراد از قدردانی شفاهی لذت می برند اما گاهی می توانید آن ها را با یادداشت های نوشته شده غافل گیر کنید.

 

3. بازی شکرگزاری کنید!

هر روز زمان خاصی را تنظیم کنید تا به طور هشیارانه شکرگزار هر چیزی باشید که با آن مواجه می شوید. زمان ایده آل این کار، زمان رفتن یا برگشتن از سر کار است. قدردان افرادی که از کنار آن ها عبور کردید باشید، مسیری که بر روی آن قدم برمی دارید یا رانندگی می کنید، تابلوهای خیابان که باعث می شوند مسیرها را راحت تر پیدا کنید و به مقصد برسید، بارانی که گیاهان و درختان را تغذیه می کند... مثل یک بازی در تمام وضعیت ها به دنبال چیزهای خوب بگردید.

 

4. چیزی را به عنوان یادآور شکرگزاری به همراه داشته باشید.

چیزی مانند سنگ با شکل قلب یا سایر چیزهای کوچک که به عنوان یادآور عمل می کنند، همیشه با خود به همراه داشته باشید. در این صورت هر بار که دستتان را در جیب تان می کنید، آن شئ، شکرگزاری را به شما یادآوری می کند و اگر ذهن تان روی چیزهای منفی منحرف شده باشد، به شما یادآوری می کند که در سطح ارتعاشی منفی هستید. در این لحظه، توفق کنید، نفس بکشید و لحظه ای وقت بگذارید تا دوباره حس شکرگزاری را تجربه کنید.

 

5. شکرگزار ساده ترین چیزها باشید.

بهترین راه فعال کردن شکرگزاری، قدردانی از موهبت هایی است که بیشتر افراد آنها را نادیده می گیرند. اگر در یخچالتان غذا دارید، اگر در کمدتان لباس دارید، اگر سقفی بالای سرتان است، باور داشته باشید یا نه، از 70% دنیا  شرایط بهتری دارید. اگر در روز 3 وعده غذایی می خورید، از یک میلیارد نفر در کره ی زمین اوضاع بهتری دارید که فقط یک وعده ی غذایی دارند. آیا تلفن دارید؟ ماشین دارید؟ خانواده تان سالم هستند؟ کامپیوتر و دسترسی به اینترنت دارید تا با دنیا در تماس باشید؟ آب پاکیزه برای نوشیدن دارید؟ ... این نعمت های ساده را جشن بگیرید.

 

6. قدردان خودتان باشید.

فراموش نکنید که قدردان ویژگی های مثبت و دستاوردهای خودتان باشید. علاوه بر جشن گرفتن موفقیت های بزرگتان قدردان موفقیت های کوچک روزانه تان هم باشید. همه ی ما به قدردانی نیاز داریم اما مهم ترین قدردانی، قدردانی است که از خودمان می کنیم. یکی از راه های قدرتمند سپاس گزاری از خودتان انجام تمرین آینه است. هر شب به مدت چند دقیقه با خودتان جلوی آینه صحبت کنید و بابت موفقیت های روزتان قدردان خود باشید.

 

تمرین عادت شکرگزاری روزانه ممکن است در ابتدا طبیعی احساس نشود، ممکن است شکرگزاری برای چیزهایی که از قبل دارید برایتان عادی نباشد، اما با تمرین مداوم این 6 عادت، شروع به تغییر ذهنتان می کنید و ضمیر ناخودآگاهتان را شرطی می کنید تا باعث شود چیزهای دیگری اتفاق بیفتد که می توانید شکرگزار آن ها نیز باشید. این 6 عادت ساده را دست کم نگیرید.

عادات شکرکزاری



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
زهره مقدمی
پنجشنبه 7 خرداد 1394

یکی از خواننده‌های اینجُو ازُم خواست با لهجه‌ی خومون بنویسُوم، خلاصه اگه جاییشو متوجه نشدین و نِتِرسین بخونین یا خوندین و معنیشو نیدونسین هم اینکه ایترین بپرسین هم اینکه ایترین یقه‌ی اون آقا رو بگیرین.

سی مُو نوستالژی یعنی محله‌ی امامزاده، که کلهم اجمعین "شیری‌ها" اونجو جمع بیدن، یعنی اگه از تاکسی پیاده می‌شدی، خیلی تفاوتی نداشت اول ِ محله باشی یا آخرش یا وسطش، هر جا پیاده می‌شدی خونه‌ی یکی دو تا از فامیلا اونجو بی.

محله‌ی ما یکی از داغوووون‌ترین محله‌ها بی، از خونه‌های قدیمی و ساکنین قدیمی که در واقع نقطه عطفش بی اگر بگذریم، قضیه فاضلاب شهری تو این محله ایراد داشت... جوی آبش به قدری داغون و وسط ِ کوچه بی که کمک ِ ماشینه داغون میکِه. تازه وقتی هم با آژانس از یه جایی برمی‌گشتیم همون اول ِ کوچه پیاده‌مون میکِه و میگفت حاضروم ازتون کرایه نگیروم ولی مونه مجبور نکنین ماشینومه بیاروم تو ای کوچه‌ها. یعنی قضیه به حدی مهم بی که اگه کسی با ماشینش میومد تو کوچه یعنی خیلی خاطرته می‌خواسه و خیلی احترامت کِرده. حالا مو از بقیه‌ی محله‌ها خبری نداروم ولی خو محل ِ ما، همچین محلی بی. هر چند جزو محله‌های قدیمی و اصیل ِ شهر بی و احترام ِ زیادی داشت.

مو تو ای محل به دنیا اومدم و بزرگ شدم و مدرسه رفتم و دانشگاه رفتم و مهندس شدم ولی خو خدا رو شکر سه سالی میشه از اونجو نقل مکان کردیم. ظهر که می‌شد بخصوص ظهر بهار و تابستون، یعنی حتی پرنده هم تو ای کوچه‌ها پر نمی‌زد... اوسو هم سی خاطر ایکه زهله‌ی بچه‌ها ببرن می‌گفتن بچه‌بَرو هسی. البته دروغ هم نمی‌گفتنا... یعنی بس که تکرارش کرده بیدن واقعا بچه‌بَرو تولید آویده بی. نشونه‌ش هم ای بی که بچه‌هایه میندازه تو گونی و میندازه ری دوشش و میره یه جایی تیکه پاره‌شون میکنه و کلیه و چشم و کبد و دست و پا و حتی زبونشونه می‌فروشه. ما هم خو بچه... یعنی تمام دغدغه‌مون ای بی که بابا و مامانمون بخوسِن و ما یواشکی بزنیم بیرون. حالا از شانس ما جفتشونم خوابشون سبک بی. ولی خو ما هم زرنگ بیدیم.

یه روز که مامان و بابا خوشون برد من و ککام یواشکی دوچرخه‌هایه از سرا بردیم بیرون و حتی کلید هم برنداشتیم!!! اگه می‌خواستیم برداریم هم دستمون نیرسید بهرحال، ولی خو بدون کلید زدیم بیرون و خیالمون راحت بی که تا عصر نی‌واگردیم. عصر هم که برگردیم خو دیگه بابا و مامان بیدارن و درو باز میکنن سیمون، نهایتش میگفتن سیچه ظهر گرما رفتین تو کوچه بچه‌بَرو میدزتون. کتک خو نمی‌خوردیم، صداشونم خو بالا نیبردن سیمون... خیالمون راحت بی تنبیه در کار نی

حالا از گرما همه خونه‌ها کولرشون روشنه و صدای کولر گازی هم خو یه جوریه که هر کی تو خونه باشه گوشش کر میشه یعنی اگه ما در حال مرگ هم بیدیم و جیغ و داد میکردیم محض رضای خدا هیشکی صدامونه نمی‌شنید که بخواد بیاد کمک. ما هم خو عرق کرده بیدیم از گرما ولی خو دوره‌ی بچگیه و ماجراجویی‌هاش. خلاصه ما با هم رکاب زدیم و رفتیم تا رسیدیم حسینیه‌ی سیدالشهداء که حسینیه‌ی محلمون بی. اونجو دیوارهاش بلوک یا به قول خومون تابوک بیدن و ما سرگرمیمون ای بی که نقشه‌ی گنج داخلش قایم کنیم. حالا ای که این نقشه‌ها چطوری به ذهنمون می‌رسید می‌کشیدیم و اصلا گنجمون چه بی و کجا بی خدا ایدونه! نقشه‌مونه هُل دادیم تو دیوار و به چرخیدن تو کوچه‌های اطراف ادامه دادیم که تیهَ‌مون افتاد ری یه مِردی که او سر ِ کوچه یه گونی ری دوشش بی! مو یه نگاه به کُکا، کُکا یه نگاه به مو! با هم گفتیم: ای بچه‌بَرو بی!

خو قاعدتاً با او تعریفایی که پدر و مادرا سیمون کرده بیدن و با او سن و سالی که مو و سجاد داشتیم. باید می‌ترسیدیم و گریه‌کنان خومونه می‌رسوندیم خونه و اینقد در سرایه می‌کوبیدیم و جیغ‌و‌داد می‌کردیم تا بلکه یکی صدامونه بشنوه و بیایه در ِ باز کنه!

ولی خو از اونجویی که سجاد یه دده‌ی نترسی داشت به جای برگشت یواشکی بچه‌بَرو تعقیب کردیم تا او بچه‌ای که دزیده و تو گونی انداخته و میخواد بره یه جایی تیکه پاره‌ش کنه و کلیه و چشم و کبد و دست و پا و حتی زبونشه بفروشه، نجات بدیم. سی سجاد ایگفتوم ایبینی؟ ایقه بچه بدبخت وَش اکسیژن نرسیده که بیهوش آویده و حتی گریه هم نیکنه! عزممونه جزم کردیم که نجاتش بدیم و نشون بدیم ما از بچه‌بَرو نیترسیم.

همیطوری یواشکی پشتش می‌رفتیم و بعد سه تا چهار تا کیچه! ای آقای محترم ِ بچه‌بَرو حالیش آوی که ما ظهر ِ گرما در حال تعقیب کردنشیم!

دو سه بار هی برگشت پشت ِ سرشه نگاه کرد و ما هم بدون اینکه بترسیم همیطوری پشتش رفتیم. تا یه جایی ای آدم رفت تو یه خونه خرابه‌ای که دیوارش ریخته بی و فقط یه مشت علف خودرو داخلش بی. گونی هم نَها همونجو کنار دیوار ِ خرابه!

سی سجاد گفتم ما خو زورمون نیرسه گونی باز کنیم باید یه چاقویی چی پیدا کنیم گونی پاره کنیم و بچیکو نجات بدیم. یه کیف ِ کاملا چرکی هم نزدیک ِ گونی بی کیفه باز کردم و یه چاقویی دیدم زدم گونیه پاره کردم و یه مشت علفی رِخت صحرا! مو یه نگاه به کُکا، کُکا یه نگاه به مو! با هم گفتیم: ای خو نِ بچه‌بَرو بی!

همو موقع آقای محترم هم رسید با کلی علف تو دستش! وقتی مُونو سجاد ِ کنار گونی ِ پاره دید و چاقو تو دست مو! ماتش برده بی و نگامون می‌کرد! مُونم خو آدم رک و رورااااست! با کماااال ِ حق‌به‌جانبی گفتم: ما فکر کردیم تو بچه‌بَرویی! ولی گونیت پر علف بی!

آقای محترم هم بعد یه ساعت خندیدن گفت: نه مو ای علفا می‌چینوم سی گاو و گوسفندام! ایسو گونیمه پاره کردین مو چه‌کنم؟ گفتم: از ای‌وَر او وَرش گره بزن!

اومد گره زد و مُو و سجاد هم که شرمسار از ای عمل ِ ناپسند!!! بیدیم تا عصری تو هر کوچه‌ای که می‌رفت علف جمع کنه باش می‌رفتیم و کمکش جمع می‌کردیم.

عصر هم با دستای کثیف و لباسای خیس ِ عرق خوشحال و مَسرور برگشتیم به خونه و در زدیم! دقیقاً تایمی بی که آغا و مانیم بیدار می‌شدن و چای عصرونه می‌خوردن! یک‌، دو، سه گفتیم و با هم در زدیم آبجی بزرگه اومد دره باز کِرد و گفت: شما بازم رفتین دوچرخه‌سواری؟ مِی نِ ایگن بچه‌بَرو هسی؟! مُو یه نگاه به کُکا، کُکا یه نگاه به مُو! با هم گفتیم: تو گونیش فقط علف بی!

آبجی بزرگه هَنگ کِه! تا بخواد دوباره ویندوزش بیاد بالا ما رفتیم داخل و دستامونه شستیم! و کاملاً ریلکس نشستیم کنار آغام و گفتیم: مانی، سی مانَم چایی بریز. آغام گفت: خا بچیل خان، نیخین توضیح بدین سیچه یواشکی ایرین بیرون؟ مُو یه نگاه به کُکا، کُکا یه نگاه به مُو! با هم گفتیم: سی انجام ِ کار ِ خدا پسندانه!

خلاصه که ما بزرگ شدیم و بچه‌بَرو ندیدیم اصلا!

چراغا رو خاموش کنین میخوام دلاتونو ببرم جنوب!



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
زهره مقدمی
پنجشنبه 7 خرداد 1394

پر دام تر از درام ساده نگاه پیچیده ات

ندیدم ای عشق!

ای ستاره نمایش شب

که درصحنه های عاشقانه اش،

از ماه فروزان تر 

به دولت تاریک قلبم تابیدی!

"ترمه سلطانی هفشجانی"


ادامه مطلب

درام ساده



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
زهره مقدمی
پنجشنبه 7 خرداد 1394

»» بکوب

 

 

گاهگاهی با خود خلوت می کنم

آنگاه که بیش از همیشه دلتنگـــم

با خود فکر میکنم که این دلتنگی دیگر چه صیغه ایست که هر لحظه وجود مرا به شدت می کوبد

این دیگر چه دردی ست؟

چه حکمی ست؟ و چه حس مزخرفی ست!!!

اما خوب که فکر می کنم میبینم این دلتنگی هم خود نشانه ایست

و این نشانه بسیار زیباست

نه نرو......نرو

کمی صبر کن

بکوب....با شدتی بیشتر از قبل هم بکوب

بکوب

چرا که دیگر آنگونه که پیش از این فکر می کردم، فکـــر نمـی کنــــم

تفکراتـــم کاملا دگـــرگـــون گشته

هرچند که شاید این دگرگونی نیز موقتی باشد

اما اکنون میخواهم که در خانه ام را بکوبی، دلتنگی

دیگر گذشت آنروزهایی که تو را سیــــاه می دیدم

اکنون تو زیبـــاتـــرین رنگهــا را برایم به ارمغان می آوری

پس بکوب

بکوب که با کوبیدنت می فهمم که هنوز هم عــاشقـم

و میفهمم که هنوز هم در من احساسی هست

پس عاشـــــقم و انســـان

* امیر امیری *

کلام دوستان ()
نویسنده : » امیـــر امیــری ( سه شنبه 97/3/8 :: ساعت 8:0 صبح )


»» لیست کل یادداشت امیر

ساز من و رقص من
ارزش
خودمان باشیم
تقدیم به تو
بکوب
راست
گاهی
فریاد و سکوت
[عناوین آرشیوشده]
بکوب



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
زهره مقدمی
چهارشنبه 6 خرداد 1394

 هر روز اتفاقاتی در گوشه و کنار جهان به وقوع می پیوندد و مردم دنیا را تحت تاثیر خود قرار می دهد . حوادثی که سقوط هواپیما در دنا ، فرو ریختن برج های دوقلوی آمریکا ، گرسنگی و آوارگی در افریقا ، کشتار هزاران زن و مرد و کودک در یمن و سوریه بر اثر سلاح های مرگ بار ، نمونه هایی از آن هاست . این حوادث و هیچ کدام از آن اتفاقات و نظیر آن تاثیر فراگیر و یکسانی روی مردم دنیا ندارد و این در حالی است که امروز در سرتا سر دنیا ، فوتبال توانسته احساسات مشترکی را برانگیزد به گونه ای که هم زمان با شوت یک بازیکن به سوی دروازه ی حریف ، تو در روستای دور افتاده ی بنار آب شیرین ، ناخودآگاه پایت را تکان می دهی و می خواهی توپ را وارد دروازه کنی یا هم زمان با میلیون ها علاقمند و مشتاق فوتبال در پنج قاره ، فریاد می کشی . لبخند می زنی و یا اشک می ریزی . اگر ما برای بازیکنان کشورمان فریاد می زنیم و هم زمان با همه ی مردم در پیروزی های تیم ملی کشورمان اشک شوق می ریزیم ، از حس ناسیونالیستی و وطن دوستی ماست و بسیار هم بجاست اما فوتبال فراتر از آن است . ما به یقین می دانیم که لیونل مسی ، رونالدو ، نیمار و دیگر ستارگان آسمان فوتبال ، هیچ کدام ما را نمی شناسند و نخواهند شناخت اما با دیدن تصویر یا فیلم آنان لذت می بریم و هم زمان با مردم جهان ابراز احساسات می کنیم . این بدان علت است که فوتبال زبان مشترک همه ی دنیاست و تنها رشته ای است که جدای از ملیت ، عقاید و نژاد ، زبان و رنگ پوست ، دل های تمام مردم جهان را به هم پیوند می زند . دیروز ، عکس امثال پله و گردمولر پشت جلد کتاب هایمان بود و امروز هم ما می توانیم کلیپ های زیبای بازیکنان ملل مختلف را در گوشی همراه خود داشته باشیم و تا سال ها بعد از بازی های آنان ، از آنان لذت ببریم همچنان که هنوز گل دوم مارادونا به انگلیس ما را به تحسین وامی دارد . اما از آنجا که هر جنس بدل که یافت می شود به دلیل مرغوبیت اصل آن است و هیچ کسی بدل کالای بی ارزش را نمی سازد ، فوتبال نیز متاسفانه می تواند به دور از اهداف واقعی آن ، ابزاری برای قدرت ها و معادلات سیاسی در دنیا باشد همچنان که می تواند به رونق اقتصادی و فرهنگی جوامع نیز کمک کند . در هر صورت ، جام جهانی روسیه زمینه ای شد تا تب فوتبال بار دیگر در روستایمان بنار آب شیرین بالا بگیرد ، الگوهای تازه ای به جوانان و نوجوانان ارائه بشود ، در همه ی دنیا سخن از ایران به میان بیاید و توپچی های کشورمان خودی به دنیا نشان بدهند . به امید روزی که همواره فوتبال روستایمان در سطح اول دشتستان ، دشتستان در سطح اول استان ، استان در سطح اول کشور و کشورمان را در سطح اول دنیا ببینیم ./  محمد غلامی     


 نوشته شده توسط محمد غلامی در سه شنبه 97/3/29 و ساعت 8:11 صبح | نظرات دیگران()
فوتبال ، زبان مشترک دنيا



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
زهره مقدمی
چهارشنبه 6 خرداد 1394
زهره مقدمی
دوشنبه 4 خرداد 1394

کوچه‌های سامرا، چراغان میلاد کسی است که با آمدنش، حجت را بر زمینیان تمام می‌شود. می‌آید و فرشتگان مقرب، با کاسه‌هایی از آب و شکوفه، به چشم روشنی نرگس می‌آیند.

جهان به پیشوازش می‌شتابد با سبدهایی از یاس سپید.

طوفان‌ها فرو می‌نشینند و زمستان، خانه خراب نفس‌های اردیبهشتی‌اش به دوردست‌ترین کوه‌ها می‌گریزد.

ای موعود دل‌های خسته! می‌آیی و روزهای پیرمان، جوانی از سر می‌گیرند.

کجاوه بهار، فرود می‌آید در کوچه‌های پر درخت انتظار.

پلک که می‌گشایی، کاینات با چشم‌های تو به گفت وگو می‌نشیند؛ آن گاه، میوه‌هایی که شاداب و درخشان بر شاخه‌ها نشسته‌اند، برایت شعر می‌خوانند.

گل‌های سرخ، از نخستین لبخند تو آغاز شدند و نسیم از نفس‌های معطر تو سرچشمه گرفته است.

عرش، در قنوت تو آرام می‌گیرد. با تو، زمین در آستانه پرنده شدن مانده است. با تو خزانی نیست و خواب‌های آشفته باغ، به رؤیای سبز رویش بدل می‌شود.

نامت، سپیده ای است که دهان آسمان را متبرک می‌کند. بازگرد تا دیوار بلند انتظار، فرو بریزد، تا پنجره‌ها به سمت روشن ظهورت گشوده شوند و سینه سرخان غریب، بر بام عدالتت ترانه آشنایی سر دهند.

ای مسافر سال‌ها! بی تو لحظه‌هایمان در غبار فراموشی مدفون است.

بی حضورت، زندگی، تکراری است بیهوده که تیغ‌های رخوت بر تار و پودمان می‌زند.

بادهای وحشی، بر پیکر نازک شکوفه‌هامان فرود می‌آیند و به خاکشان می‌ریزند.

شنیده ام که کسی هست؛ ایستاده بر درگاه آخرین صبح رهایی و تمام مویه‌های بر باد رفته را در کوله بار تنهایی خویش دارد. ای امام پس پرده نشسته، امامی‌که وعده داده پیامبری و تکیه گاه یازده امام پیش از خود!

بتاب تا روشن شود بهشت به میلاد فرخنده و مبارک نامت. مهدی، موعود امامت!

بتاب تا باران معنی شود و سیراب از روشنای حضورت؛ بتاب تا شانه خسته رهگذران با گرمای حضورت باصلابت‌تر از پیش و با اقتدار در مقابل ظلم، کفر و نفاق بایستد.


نوشته شده در سه شنبه 97/2/11ساعت 9:44 صبح توسط حمیده بالایی نظرات ( ) |
ميلاد امام موعود



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
زهره مقدمی
یکشنبه 3 خرداد 1394


( کل صفحات : 35 )    ...   4   5   6   7   8   9   10   ...   

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی