تبلیغات
ناقلاها - اتوبوس
ناقلاها
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : زهره مقدمی
نویسندگان

دوباره می رسد از راه، نغمه خوان، اتوبوس

پر است از هیجانِ مسافران، اتوبوس

 

تمام پنجره هایش ستاره دارد و ماه

شبانه آمده انگار از آسمان، اتوبوس!

 

برای دیدن رؤیای جاده ها دارد؛

دو تا چراغ، دو تا چشم مهربان، اتوبوس

 

تمام مردم این شهر نیز می گویند؛

همیشه داشته لبخند بر دهان، اتوبوس

 

غروب، پلک به هم می گذارد و آرام؛

به خواب می رود از دیدنِ جهان، اتوبوس

 

و از تصور یک خواب، اشک می ریزد

و سرفه می کند و می خورد تکان، اتوبوس

 

که پیر می شوم و جَرثقیل می خُورَدَم

و لاشه ای لب جاده ست، بعد از آن، اتوبوس...

 

سپیده چشم که وا می کند، هوا سرد است؛

و می شود پیِ پروانه ها روان، اتوبوس

 

چراغ های خطر را ندید، یک لحظه؛

و پرت شد تهِ یک درّه ناگهان اتوبوس

 

و زیر یک پل متروک، با تنی خزه پوش

شده ست لانه برای پرندگان، اتوبوس...

محمد سعید میرزایی

اتوبوس



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
زهره مقدمی
جمعه 8 خرداد 1394
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی