تبلیغات
ناقلاها - مطالب مهر 1393
ناقلاها
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : زهره مقدمی
نویسندگان

چشم وا کن ! تا طلسم هرچه جادو بشکند!

لب گشای از هم که بازار هیاهو بشکند!

 

گیسوانت را بیفشان دختر دریا ! که موج

عرشه را همراه با سکان و پارو بشکند!

 

خوُد را بردار از سر ! باز کن از تن زره!

تا صف جنگاوران بازو به بازو بشکند!

 

هر چه محکم باشم اما یک نگاهت کافی است

تا که کوه طاقتم از هر دو زانو بشکند!

 

تا سلامت رد شوم یک دم بخوابان تیغ را!

بیم دارم در عبورم طاق ابرو بشکند!

 

  احتمالش میرود روز قیامت ناگهان-

موقع وزن گناهانم ترازو بشکند !

اصغر عظیمی مهر

طلسم



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
زهره مقدمی
چهارشنبه 30 مهر 1393

ولی تا می‌تونید از جام‌جهانی لذت ببرید. تا می‌تونید بخوابید، چایی بخورید، از سرمای ناشی از کولر برید زیر پتو و با صادِ زندگیتون حرف بزنید. باور کنید تهِ امتحانا هیچی نبوده و نیست. اینو منی دارم میگم که در طولِ امتحانات درس نخوندم. در شبی که فرداش امتحانِ "ناتوانی یادگیری" داشتم، تو خوابگاهی که سکوتِ مطلق بود و فقط دو سه نفر بودیم که فارغ از امتحانامون، نشستیم بازی ایران و اسپانیا رو تا آخر دیدیم و تخمه شکستیم و جیغ زدیم و با هر جیغ، بر تعداد رغبت‌پیدا کنندگان به دیدن بازی، افزوده می‌شد. اینو منی دارم میگم که به قولِ هم‌اتاقیام، در این مدت یا خواب بودم، یا با صاد در حال مکالماتِ دو سه ساعته بودیم. اینو منی دارم میگم که تا به اینجای نتایج، سه عدد بیست ناقابل و یک عدد نوزدهِ اعتراض زده دارم!! پس شُل بگیرید و لذت ببرید‌. چون نه تنها تهِ دانشگاه و امتحانا و استرسا و فشارا هیچی نیست؛ بلکه تهِ اینجا موندن و هر روز غصه‌ی یه جا از این خاک رو خوردن و بالا رفتن و پایین نیومدن دلار و طلا و سکه هم هیچی نیست...

(به صاد میگم خیلی حرف میزنی وَ این خیلی خوبه. میگه "ولی من پُر حرف نیستم رفی؛ خوش‌حرفم!" این حجم از متواضع بودن اصلا قابل توصیف نیست:)) )

+ اینایی که کامنت خصوصی میذارن ولی هیچ‌گونه آدرس وب و ایمیلی از خود بر جای نمیگذارند!، مثل بچه‌هایی هستن که در میزنن و در میرن :|

برخیز و مخور غمِ جهانِ گذران



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
زهره مقدمی
چهارشنبه 30 مهر 1393

وحید امیری:من هم سال های قبل بهترین بازیکن نمی شدم

روز گذشته وحید امیری در تمرین تیم پرسپولیس حاضر شد و با اعضای این تیم خوش و بش کرد، امیری که چند روز پیش راهی ترابزون اسپور ترکیه شده بود.

شماره 11 سابق پرسپولیسی ها گفت:من هم سال های قبل بهترین بازیکن نمی شدم، اما اعتراض نمی کردم!

وحید امیری که از سر و صدای ایجاد شده به خاطر عنوانی که به دست آورد (مرد سال فوتبال ایران) ناراحت بود، روز آخر کنایه اش را زد و به ترابوزان رفت. او با کنایه به سیدجلال حسینی و آنهایی که به این انتخاب اعتراض داشتند، گفت من هم سال های قبل بهترین بازیکن نمی شدم اما اعتراض نمی کردم!

 

بازیکن با اخلاق فوتبال

تیکه سنگین وحید امیری به سید جلال حسینی

وحید امیری (مرد سال فوتبال ایران)

امیری از بازیکنان بااخلاق فوتبال ایران است که معمولاً وارد حواشی نمی شود اما به هر حال از انتقاداتی که به خاطر انتخابش شده بود، شاکی است.

امیری پس از اتمام قراردادش با نفت در سال 1395 با قراردادی 2 ساله رسماً به عضویت باشگاه فوتبال پرسپولیس درآمد پیوستن وحید امیری به پرسپولیس دارای حواشی خاصی بود، علیرضا منصوریان که امیری و بیرانوند را بارها ملاقات کرده بود و استقلالی ها این احتمال را می دادند که این دو به استقلال می آیند به شدت از انتقال امیری به پرسپولیس عصبانی شدند، به نحوی که یک مقام مسئول در باشگاه استقلال در مصاحبه ای به انتقاد از تصمیم وحید امیری پرداخت.

تیکه وحید امیری به جلال حسینی پس از جدایی از پرسپولیس!

کنایه وحید امیری به جلال حسینی پس از جدایی از پرسپولیس!



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
زهره مقدمی
سه شنبه 29 مهر 1393

شنبه, ۳۰ تیر ۱۳۹۷، ۱۱:۵۶ ب.ظ

همسر را از خانواده اش بشناس



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
زهره مقدمی
دوشنبه 28 مهر 1393

یکی بیاد بره توی  کارت حافظه ی من و اون قسمت مربوط به نحوه ی خرید کتاب، به صورت اینترنتی رو کااامل کلیر هیستوری کنه و ما رو هم خلاص :| نامبرده یا در سایت انتشارات جنگل در حال کتاب ریختن توی سبد خریدش می باشد یا سی بوک :|

قبلنا از خونه پامونو نمی ذاشتیم بیرون دلمون خوش بود کمتر هم پامون به مغازه باز میشه و کمتر هم جیبمون خالی! الان ولی تو کنج خونه هم دیگه امنیت نیست:/

حتی کتاب هم حدی داره آخه -__-



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
زهره مقدمی
دوشنبه 28 مهر 1393

بسم الله الرحمن الرحیم

حافظ سخن بگوی که بر صفحه جهان
این نقش مانَد از قلمت یادگار عمر

«نوشته های فرهنگی و اجتماعی و سبک زندگی ، شهدا و مدافعین حرم»

باید انسانها، هم آموزش داده شوند و هم تزکیه شوند، تا این کره‌ى خاکى و این جامعه‌ى بزرگ بشرى بتواند مثل یک خانواده‌ى سالم، راه کمال را طى کند و از خیرات این عالم بهره‌مند شود. مقام معظم رهبری

التماس دعا
برادر شما شکیبا

منافع عده ای نمی گذارد که کنکور حذف شود !



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
زهره مقدمی
شنبه 26 مهر 1393

زندگی سخت شده؛ آدم از جهات مالی، جانی و جسمی، روحی و روانی تحت فشار و هجوم قرار میگیره و زخمی میشه، البته اگه نمیره و زنده بمونه! البته که تهش مرگه به هر حال! ولی شما حساب کن خودت! آدم اگه تحت فشار تورم و رکود اقتصادی، کمر خم نکنه و زیر خط فقر خفه نشه، تو جاده و بر اثر تصادف میمیره! اگه پیاده هم نباشه، سرنشین پراید هم باشه کافیه که عزرائیل جان باهاش رفیق فاب بشه! کلاً عزرائیل رو پراید کراش داره! اگه تصادف هم نکنیم، باید شانس بیاریم که مورد تجاوز دسته جمعی قرار نگیریم! این روزها مد شده یکم! تجاوز رو هم رد کنیم، میرسیم به قتل های زنجیره‌ای! یارو هشت‌گانه‌ی اَره ر میبینه میاد ایده‌هاش ر بدون رعایت حق کپی رایت، رو ملت پیاده میکنه! بابا خوش انصاف اون هشت‌گانه ر با تفکرات تخیلی و هالیوودی غلظت دادن! نکن اینکارِ ر با ما! اونم تو واقعیت! از این بزرگواران هم بگذریم میرسیم به نزاع های خیابانی! شانس نداریم که! داریم از خیابان رد میشیم، یه تبر میاد میره وسط پیشانی‌مان جا خوش میکنه! چی شد چی نشد؟! میبینی اونور خیابان دو نفر بخاطر راه ندادن یکی به دیگری در خیابان درگیری خونینی راه انداختن! البته که با اقتباسی از دو گانه‌ی نگهبان فیل! بدون جلوه‌های ویژه و کاملاً واقعی! فشار مالی و جانی رو هم رد کنیم و ضمناً از قحطی و خشکسالی و زلزله و سیل هم جان سالم به در ببریم، یقیناً عوارض گذراندن این مراحل دامن و شلوارمان ر میگیره و دچار انواع امراض روحی روانی میشیم! به اینا فکر میکردم که به یه راه نجات رسیدم. رو کردم به خدا و گفتم: خدا جان! نوکرتم! چی میشه ما هم چند صد سال بیفتیم مثل خرس بخوابیم و وقتی که بیدار شدیم همه چی خوب شده باشه؟! این دوره از زمان اصلاً جذاب و دوست‌داشتنی نیست! این طاعون جهانیه!

یعنی یه روزی تاریخ‌نویسان بنویسند: گروهی از مردمِ قرن ۲۱، پس از خوابِ چند صدساله، از خواب جهیدند و پس از مشاهده‌ی تغییر و تحولات مثبت جهان، تاب نیاورده، اُوِردوز کرده و پس از تشنجی کوتاه و بالا آوردن کفِ زیاد، در اقدامی عجیب، دار فانی را وداع گفتند! به این گروه از آدمیان، اصحاب کف گویند! ( دیدید گفتم تهش مرگه؟ ) 

هضم اون حجم از تغییر، ظرفیت میخواد به هر حال!

اصحابِ کف



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
زهره مقدمی
جمعه 25 مهر 1393

سه شنبه 97 خرداد 29 , ساعت 11:48 عصر  

تو می‌آیی 

چونان "اردیبهشت " 

از دل باران 

 

تو می‌آیی 

چونان غنچه‌ای 

از دل خاک ، 

و عطر گلبرگ‌هایت 

خجل خواهد کرد 

لحظه‌های انتظار را  

 

تو می‌آیی 

و دست خواهی کشید 

بر گیسوان سیاه و بافته‌ی 

شب 

 

تو می‌آیی 

و ستاره‌ها 

چتر سیاه شب را 

دور خواهند انداخت 

در زیر بارش نور 

و طلوع دوباره‌ی خورشید 

 

تو می‌آیی 

چونان نسیمی 

از دل "اردیبهشت" و باران 

 

#ص_امیدی

@SS_omidi


تو ميآيط



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
زهره مقدمی
پنجشنبه 24 مهر 1393

چهارشنبه 97 خرداد 30 , ساعت 12:13 صبح  

بگذار دیگران 

تو را 

هر چه می‌خواهند 

صدا کنند 

 

تو برای من 

همه چیز هستی ، 

همه چیز 

 

سایه‌ی خنک درختان 

تابستان 

 

نسیم زیبای بارانهای 

بهار 

 

و قالی هزار رنک 

شعر و خیال ، پاییز . 

 

#ص_امیدی 

@SS_omidi


تو براي من همه چيز هستي



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
زهره مقدمی
دوشنبه 21 مهر 1393

روسری سنتی سبکی پرطرفدار از روسری های زنانه است که همانطور از اسمش پیدا است طرح های سنتی ایرانی دارد، روسری های سنتی معمولا قواره بزرگ و نخی هستند که از روی سر لیز نمیخورند. از دختران جوان تا زنان میانسال مشتری روسری های سنتی هستند زیرا این روسری ها برای خانم ها در سنین مختلف مناسب هستند، کسانی که به سبک و طرح های سنتی علاقه دارند از این روسری ها استقبال میکنند.

روسری گل گلی

مدل روسری گل گلی سنتی

روسری های ترکمنی که به آن ها چارقد ترکمنی هم گفته میشود جزو روسری های سنتی محسوب میشوند که قواره بزرگ، ریشه دار, نخی و با طرح های گل گلی هستند. روسری ترکمنی پوشش زیبای زنان ترکمن است که پایشان به شهرهای دیگر هم باز شده است، این روسری های سنتی امروزه در تمام شهرهای ایران مد هستند و پرطرفدار. چند سالی است که خانم های ایرانی حسابی به روسری های ترکمنی علاقه نشان داده و از آن ها استقبال میکنند. اگر شما هم به روسری های سنتی و ترکمنی علاقه دارید در این بخش از دنیای مد نمناک همراه ما باشید.

مدل روسری قواره بزرگ

مدل روسری قواره بزرگ شیک

روسری ریشه دار

روسری ریشه دار سنتی

روسری ترکمنی بزرگ

مدل روسری ترکمنی بزرگ

روسری ترکمن

مدل روسری ترکمن گلدار

روسری نخی بزرگ

روسری نخی سنتی و بزرگ

روسری سنتی ایرانی

روسری سنتی ایرانی شیک و زیبا

مدل روسری سنتی نخی و قواره بزرگ گلدار + تصاویر

مدل روسری سنتی و ترکمنی با طرح گل گلی + تصاویر



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
زهره مقدمی
دوشنبه 21 مهر 1393

بعد از یک سال کار تو این درمانگاه، چند هفته‌ای هست با یکی از پرستارها یه کم دوست شدم. پیگیر کارای بارداریش و اینا بود، واسه همین چند دفعه‌ای با هم حرف زدیم و بعد از اون روزایی که هر دو شیفتیم، با هم صحبت می‌کنیم. اگه صحبتمون بعد از شیفت من باشه، نیم تا یک ساعت طول میکشه که این برای من خیلی زیاده! شبیه بچه‌های بیش فعال تقریبا نمی‌تونم یه جا بند بشم! فک کنم تو بزرگسالی بیش‌فعالی گرفتم، چون قبلا یادمه حداقل در مورد کتاب که می‌تونستم ساعت‌ها بشینم پاش و بلند نشم. جدا از اینا این پرستارمون یک مقدار هم خونسرده و همه چی رو آروووم و سر صبر و با کلی مقدمات و تمام جزئیات تعریف میکنه که از قضا این هم با شخصیت زود برو سر اصل قضیه‌ایِ من نمیخونه.
امروز اول شیفت اومد اتاق من و گفت که راجع به قضیه‌ی هفته‌ی قبل یه اتفاقی افتاده میخواد بگه. من مریض داشتم گفتم بعدا میرم اتاقش. بعد از چند تا مریض که وقتم خالی شد، رفتم پیشش. در حالی که من استرس داشتم که نکنه تو این مدت که تو اتاق ایشونم مریض دیگه‌ای اومده باشه، ایشون با صبر و حوصله‌ی تمام داشت تعریف میکرد که چه اتفاقی افتاده. یکم که گوش دادم گفتم میرم بعدا برمی‌گردم. تا آخر وقت بیکار نشدم دیگه. موقع رفتن با بقیه که تو سالن بودن خداحافظی کردم، ولی اتاق پرستار نرفتم! راستش حوصله نداشتم حرفی رو که میشه تو یک دقیقه خلاصه کرد، نیم ساعت گوش بدم. تا دم در اتاقش رفتم و برگشتم. بعد عذاب وجدان گرفتم، اما محل ندادم. داشتم میرفتم سمت BRT که یادم افتاد فردا روز پرستاره! سرِ خرِ درون رو کج کردم، برگشتم که بهش تبریک بگم. نمی‌دونم چی شد که ییهو جو صمیمیت منو گرفت، از پشت سر یکی زدم رو شونه‌ش و گفتم "راستیییی! روزت مبارک :)))" صورتش یه حالتی بین "بهت" و "غافلگیری" و "خوشم نیومد" و "همینجوری زدی پشتم، نگفتی نیدل‌استیک بشم" و "نه بابا! تو هم از این کارا بلدی" و کلی حالت دیگه رو همزمان نشون میداد و من همه‌شو یه جا از تو صورتش خوندم! درجا حس پشیمونی منو گرفت و یه دو تا ببخشید گفتم. اونم فک کنم تو شوک بود، چون گفت "روز تو هم مبارک"!!! و بعدش هم یادش رفت که پی بحث قبلی رو بگیره. فقط پرسید چرا تو گروه تلگرام درمانگاه نیستم و اگه بخوام عضوم می‌کنه. یادم بود که اون اوایل ادم کرده بودن و من لفت داده بودم، اما دیگه نه نگفتم بهش. رسیدم خونه اد شده بودم، حالا دم به دیقه پیام میومد! دینگ دینگ! فلانی خوش اومدی! دینگ دینگ! روز پرستار مبارک! دینگ دینگ! رقص فلانی با فلانی! دینگ دینگ! جوک! دینگ دینگ! جوک! دینگ دینگ! جوک! گروهو گذاشتم رو سکوت و فکر نکنم به این زودیا بهش سر بزنم. بذارم آبا از آسیاب بیفته، منو یادشون بره، بعد تو یه موقعی که زیادی چتشون شلوغ پلوغ میشه لفت بدم که کسی نفهمه



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

زهره مقدمی
دوشنبه 21 مهر 1393

 

قرار تپش بی قرار نگاه و گیسوان اندیشه ی رها در دست نسیم افکار، دلتنگی تا آنسوی جاده های محو در مهی مبهم نبود ...

غزلهایی که بی ردیف نگاه های سرگردان  به شوق قافیه های نگاه باران، آسمان دل را به ترنم اوای پرستوهای مهاجر نقشی از

 مهر بر خاطر آشنای غریب می زد؛ دل به موج های سرگردان سپرده و در خروش مجنون لحظه ها ، آرام در دل ثانیه های بی

قرار ،جای به دنج خاموشی گرفته اند ...

مگر وزن بودن به کدامین وزنه محک سنجش زده میشود؟! که ثانیه های خسته را در دل دریای دلتنگی به دست نسیم میسپارد تا

نگاه تلخ انتظار را بدرقه ی خود سازد؟!

چند روزی که ثانیه های سال را در خود غرق کرده؛ نبض نسیم را در دست گرفته ، گل واژه های دلتنگی بر دفتر دل، نقش به

لحظه ها می زند در تکرار ثانیه های خود، دل را در مرور خاطرات ...

قرارش با دنیای کوچکی که گوش بود بر آواهای خاموش و زبان بود بر فریادهای بریده به دیدن صبری در دل بیابان سرنوشت

دلتنگی به وسعت لحظه های نا آرام نبود...

فریاد سرکش صحرا در دل طوفان آرام می گیرد ، اشعه ی خورشید در دل بی قرار شمعی عاشق گرمای مهر می یابد ..

ماه در اندیشه ی برکه ی صبر، شبنم نگاه ستارگان را در تلاطم دست کودکی رهگذر بر دل سکوت شب می پاشد ...

گلدسته هایی که قرار خود را در صوت دلنشین سحرگاهی نجوایی غریب به ودیعتی از آرامش در دل چشم انتظاران آسمان آبی

 می نهند  ...آسمانی که نگاه خیس خود را در دل زمین تبدار جای میدهد  تا خاطر کویر سوخته را دمی کوتاه خنکای مهر بخشد

...و تک درختی روییده بر بلندای احساس که کبوتر سرگردان در دل باران یأس را در آغوش آرام خود جای می دهد تا خاطر

درد از بالهای زخمیش شسته شود...

و تنها قرار دلتنگیست که وسعتی  در دریای مواج گرفته  و غروب را بدرقه ی نگاه طوفان شب دارد ....

 

لحظه هاي نا آرام ...



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
زهره مقدمی
یکشنبه 20 مهر 1393

بهترین زمان و روش ختنه نوزاد پسر

ختنه عملی است که از زمان های بسیار دور رواج داشته است که در آن پوست اضافه سر آلت تناسلی برداشته می شود.یکی از اصلی ترین علت ختنه کردن پسران اعتقادات مذهبی می باشد ،مسلمانان عمولا پسرانشان را قبل از بلوغ و یهودیان در روز هشتم تولد ختنه می کنند . امروزه دلیل علمی ختنه نیز ثابت شده و در کشورهای پیشرفته مانند آمریکا نیز که نظر مذهبی نیازی به این کار نیست ، این عمل صورت می گیرد.در این بخش از نمناک شما را با بهترین زمان ختنه نوزاد پسر و عوارض بعد از این عمل آشنا می کنیم.

بهترین زمان ختنه نوزاد پسر چه زمانی است

بهترین زمان ختنه

بهترین زمان ختنه نوزادان پسر

در مورد زمان ختنه کردن پسران ر خانواده ها اختلاف نظر وجود دارد ، برخی از خانواده ها در همان بدو تولد پسرشان را ختنه می کنند تا از نظر روحی آسیب پذیر نباشد و برخی دیگر این عمل را در سنین بالا تر انجام می دهند چرا که اعتقاد دارند کودک در سنین بالاتر بهتر و راحت تر می تواندبا این مساله روبرو شود اما پزشکان درباره بهترین زمان ختنه کردن نوزادان پسر به این نتیجه رسیده اند که ختنه پسران باید تاسن سه سالگی صورت گیرد زیرا بعد از سه سالگی ختنه می تواند عوارض روحی برای کودک ایجاد کند.

ختنه نوزاد با بیهوشی بهتر است یا بی حسی

بهترین روش ختنه نوزاد

بهترین روش ختنه نوزادان پسر

پزشکان توصیه می کنند فرزندان پسرمان را تا سن سه سالگی ختنه کنیم زیرا یک پسر بچه سه ساله به نوع جنسیتش آگاه است و شاید هنگام ختنه کردن احساس تعرض به هویت و جنسیتش را داشته باشد و بنابراین بر روحیه اش اثر منفی می گذارد. پزشکان توصیه می کنند اگر می خواهید کودکتان را بعد از سن سه سالگی ختنه کنید از روش بیهوشی استفاده کنید و از انجام عمل با بی حسی اجتناب کنید زیرا کودک در این شرایط می تواند مراحل عمل ختنه را ببیند و این مساله تاثیر منفی در روحیه او خواهد گذاشت.

روش های ختنه نوزاد و مشکلات بعد از ختنه نوزاد پسر

ختنه پسران

بهترین سن برای ختنه پسران

خونریزی بعد از ختنه از عوارض ختنه نوزادان پسر

خونریزی مهم ترین خطر بعد از ختنه می باشد و والدین بعد از ختنه کردن پسرانشان باید شرایطی فراهم کنند تا هیچ گونه آسیب و ضربه ای به کودشان وارد نشود که منجر به خونریزی شود. همچنین والدین باید کودکشان را از شیطنت و بازیگوشی منع کنند تا آسیبی به آن ها بعد از عمل ختنه نرسد.کودکان باید بعد از ختنه کردن 24 تا 48 ساعت استرحت کنند .درباره باز کردن پانسمان ختنه باید نظر پزشک معالج را جویا شد اما معمولا باز کردن پانسمان ختنه بعد از گذشت 24 ساعت مانعی ندارد.

تنگی مجاری ادراری یکی از عوارض ختنه نوزادان پسر

عوارض ختنه

عوارض ختنه نوزادان پسر

عمل ختنه در کودکان با عوارضی همراه است که یکی از این عوارض که بعد از عمل نادرست ختنه ایجاد می شود خطر مسدود شدن مجاری ادراری می باشد .همانطور که گفتیم اگر این عمل به درستی انجام نشود سبب تنگی مجاری ادرار و ایجاد فشار شدید به مثانه می شودو بنابراین مشکلات مجاری ادراری برای کودک به وجود می آورد.توصیه می شود عمل ختنه توسط متخصصان اطفال انجام شود تا توانایی وتبحر کافی برای عمل کردن را دارند.

بسته شدن کامل مجاری ادراری از عوارض ختنه نوزاد پسر توسط افراد غیر متخصص

دربسیاری از روستاها عمل ختنه توسط کسانی انجام می شود که به صورت تجربی این عمل را آموخته اند و در زمینه پزشکی تبحری ندارند.عوارضی که این عمل های غیرحرفه ای ایجاد می کنند ، بسته شدن کامل مجاری ادراری است که به علت زدن بخیه های درشت توسط این افراد ایجاد می شود.

ختنه نوزادان پسر

ختنه نوزادان پسر باید توسط چه کسانی انجام شود

تنگی مجاری ادراری پس از ختنه با علائمی مانند درد شدید در مثانه همراه است ، این مشکل ممکن است در سال های بعد بروز کند اما بسته شدن کامل مجرای ادرار در24 ساعت اولیه پس از ختنه عوارض خود را بروز می دهد.

توصیه می شوداین عمل مهم توسط افراد با تجربه و ماهر مانند پزشکان متخصص انجام شود تا عوارض این عمل به کمترین میزان خود برسد اما حتی اگر این عمل به درستی نیز انجام شود شما باید خطر خونریزی در 24 ساعت اولیه بعد از عمل را جدی بگیرید.

بهترین زمان ختنه نوزاد پسر و عوارض بعد از این عمل

مناسب ترین زمان ختنه نوزاد پسر و بهترین روش انجام آن



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
زهره مقدمی
شنبه 19 مهر 1393

خویشاوندی مُرکّب و خون:

 

هر انسانی امانتدار خداوند است - چون فرزند آدم است - و مسئول.و نه تنها مسئول گروه و خانواده و مردم خویش،که در برابر تمام وجود و ارادهء حاکم بر وجود و در برابر همهء کائنات مسئول است.این است دامنهء مسئولیت انسان.اما در اسلام بزرگترین مسئولیت،متوجه علم است.این است که در آن نهضت تازه پای اسلام در عربستان که برای درگیری با بت پرست ها و دشمنان،اشراف و قدرتهای مهاجم،به مجاهدین نیاز افتاده است،رهبر نهضت با کلامی مجاهدین را آواز می دهد که بشریت هنوز در دورهء نبوغ و فرهنگ و دانش،فاقد چنان تعبیر درخشانی است که از سینهء جامعه ای بیسواد - حتی بی خط و کتابت - می جوشد که:

 

مداد العلما افضل من دماء الشهدا:در ارزش،مرکب دانشمندان از خون شهیدان برتر است.

 

و از چنین تعبیری آیا این معنای بلند روشن استنباط نمی شود که اولا خون و مُرکّب،مسئولیتی مشابه دارند و ثانیا مسئولیت مُرکّب از مسئولیت خون حساس تر و سنگین تر است؟این است که قرآن در جامعه ای بیسواد - که پیامبرش در آغاز کار،حتی در مدینه فقط یک منشی دارد و آنهم یهودی است و خودش نیز یک امی است،به کتاب و مرکب و قلم و به آنچه که می نویسند،سوگند می خورد: (ن و القلم و ما یسطرون) اما به قلمی که مسئول است و به مرکبی که همزاد برتر و خویشاوند والاتر خون است.

 

این است که علم و عالم را در زبان قرآن و اسلام،نه بنا به عقیدهء متجددان،مطلق هر علم و هر عالمی و متخصص در هر رشته ای میدانم و نه مثل بسیاری قدما،می گویم فقط علم دین است و یعنی فقه و علم بر احکام دینی،بلکه عالم در اینجا درست به همان معنی است که امروز در فرهنگها و ادبیات اجتماعی و ایدئولوژی های مردمی و انقلابی و مسئول،برای روشنفکر قائلند.

 

علماء امتی افضل من انبیاء بنی اسرائیل:(دانشمندان امت من،برتر از علمای بنی اسرائیلند).در این سخن،پیامبر اسلام(ص)،عالم را همردیف و مشابه پیامبر و علم را ادامهء نبوت می داند و از نظر ارزیابی،رسالت دانشمندان تاریخ و جامعهء خویش را از رسالت پیامبران تاریخ بنی اسرائیل سنگین تر و برتر و پر ارج تر می شمارد.این علم مسئول است،مسئولیتی که همراه و همگام نبوت است.و همین نتیجه را در حدیثی دیگر باز می گوید که:العلماء ورثة الانبیاء (دانشمندان وارثان پیامبرانند)!چه چیز به ارث می برند؟آگاهی را و مسئولیت در برابر زمان و نسبت به سرنوشت مردم را.این مسئلهء دقیق در تشیع به صورت سه اصل طرح شده است،که اگرچه ظاهرا مطرح نیست اما در متن تشیع،عمل تشیع و در فرهنگ و اصول اعتقادی و عملی تشیع مشخص است...

 

ادامه دارد...

فرهنگ شيعه (98):



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
زهره مقدمی
جمعه 18 مهر 1393

می نویسم، همه ی چیزهایی که دلم میخواهد به خود واقعی اش بگویم را توی پیام می نویسم ولی دستم سمت کلید ارسال نمی رود. فکر میکنم اگر ناراحت شود چه؟ اگر دیگر پیام ندهد چه؟ اگر پشیمان شود چه؟

از استیصالی که گرفتارش شده ام بیزارم. از داشتن و نداشتنش، از بودن و نبودنش، از خواستن و نخواستنش می ترسم.

نشسته ام مقابل آینه، به پوست صورتم دست می کشم. می ایستم، به خود توی آینه ام خوب و عمیق نگاه می کنم. به چشم های قهوه ای و مژه های پرپشتم، به لب های خوش حالتی که با یک رژ کم رنگ زیباتر می شوند. به ابرو های افتاده ام. دست می کشم روی پوست صورتم. باز هم همان حس همیشگی به سراغم می آید. زیبایی اما چیزی کم داری.

****

وقتی با هزار ترفند از ماشین پیاده می شدم، کمی دلخور بود. دوست داشت تا در خانه برساندم. اما من میخواستم هر طور شده دست به سرش کنم.

چند لحظه ی بعد می رود و من دوباره پناه می برم به کتاب ها، قصه ها، شعرها.

عطرش توی فضا مانده است. خنده هایش توی فضا پخش شده اند. کلمه های جادویی اش، ته لهجه ی تهرانی اش، همه ی اجزای وجودش توی قلب شهر کتاب جا مانده است.

نمی روم سمت همان میز و صندلی، میخواهم کمی چرخ بزنم و بعد بی لحظه ای توقف سمت خانه پرواز کنم. مانده ام شب اگر زنگ زد چه جوابی بدهم؟

چیزی توی دلم قل می خورد، بالا و پایین می رود. چیزی آرام و قرارم را ربوده است. به کتاب ها نگاه می کنم اما انگار نمی بینمشان. منتظرم. منتظر شب.

نزدیکی های هشت شب هنوز هیچ خبری از او نبود. چند هزار بار صفحه ی گوشی را روشن و خاموش کرده ام.

مدام روی عکس پروفایلش زوم می کنم، حرف هایش را برای چندمین بار مرور می کنم. فکر میکنم لا به لای پیام ها می توانم دوباره پیدایش کنم. شعرهایش آرامم میکند. اما خودش مدت هاست نا آرامم کرده است.

شب از نیمه گذشته و هیچ خبری از او نیست. می خواهم بخوابم و فراموش کنم. چند روز گذشته گویا رویایی بیش نبوده است. نمی توانم حالش را بپرسم، نمی دانم چطور می شود سراغش رفت. نمی دانم چطور حرف بزنم. بلد نیستم گفتگو را آغاز کنم. ذهنم فلج شده است.

اگر بروم سراغش فکر می کند من عاشقش شده ام، اگر پیامم را ارسال کنم و منتظر بنشینم فکر می کند خبری است، اگر تنها من باشم که مشتاق ادامه ی رابطه ام چه؟ اگر او از من خوشش نیامده باشد چه؟ بی خبری خوش خبری است. سراغش نمی روم تا خودش دلتنگم شود.

چند هفته ای به این منوال سپری می شود بی هیچ نشانی از او، زندگی کش می آید. خنده ها گم شده اند. چراغ سبز خاموش است. و من سرخورده تر از قبل، سرم را توی لاک خودم فرو کرده ام.

اما آن شب جراتش را پیدا کرده بودم.  بعد از یک ماه دلتنگی سراغش را می گرفتم، فکر می کردم از دستش داده ام. از اینکه واقعا از دستش داده باشم غمگین بودم. برایش نوشتم:

-کاش وقتی سلام می دهی و قصه ات را شروع می کنی،  ته قصه نقطه ای بگذاری و تمامش کنی و بعد بروی. قصه ها بی پایان تلخ ترند. یک تلخی که تمام نمی شود و مدام ذره ذره توی کامت حسش می کنی.

- پیام بلافاصله ارسال شد و بلافاصله بعد از تیک دوم مشغول تایپ کردن شد.

- توی دلم بارها جوابش را برای خودم مزه مزه می کردم. فکر می کردم چه دلیل بزرگی می تواند برای یک ماه بی خبری داشته باشد؟ اما وقتی جوابش را ارسال می کرد، حتی یادش نبود که باید ته کدام قصه ی شروع کرده اش را نقطه می گذاشت.

جواب کوتاه و روشن بود.

-شما؟

و من هیچ کس نبودم. هیچ کس نبودم و سرم را که به دوران افتاده بود توی دست هایم گرفته بودم و سعی می کردم آرام تر گریه کنم.

حالا یک سال گذشته است و من  تمام یک سال گذشته را با یک علامت سوال سر کرده ام. سوالی که هیچ گاه جرات پرسیدنش را پیدا نکردم.

حالا بعد از یک سال دوباره شروع کرده بود به دلبری کردن. دیگر چراغ سبزش برایم جذاب نبود. دلم را نمی لرزاند. وقتی نم اشکی را که بی هوا روی صورتم سر خورده بود را پاک می کردم،  شماره اش توی لیست سیاه بود.
من تنها نبودم...بخش پایانی



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
زهره مقدمی
جمعه 18 مهر 1393


( کل صفحات : 2 )    1   2   

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی