تبلیغات
ناقلاها - مطالب آذر 1393
ناقلاها
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : زهره مقدمی
نویسندگان

چله قبلی خیلی وقت است تمام شده. فرصت نشد از روز سی ام به بعد بنویسم اما به اتمامش رساندم.

حالا می خواهم باز هم شروع می کنم.

یک مدت خواستم که به صورت چله نباشه و خودم را محک بزنم ببینم چقدر از عادتهای خوبی را که دوست دارم در من نهادینه شده. خوب متوجه شدم هنوز هم باید به تمرین کردن ادامه بدم.

برنامه های ثابتی دارم. و البته سعی می کنم انعطاف لازم برای برنامه های غیر منتظره را هم داشته باشم.

از برنامه های ثابت هر روزم مراقبه صبح گاهی و خواندن چند آیه از سوره زمره قبل از خوابه. تصمیم گرفتم توی این چله ساکت بودن و کم حرف زدن را هم تجربه کنم. سکوت گنج گرانبهاییه که در دسترس همه است و خیلی وقتها راه حل خیلی از مشکلات.

چون فصل تابستانه و دخترم تعطیل است برنامه هایی را هم برای تربیتش در نظر گرفته ام. برای بالا بردن اعتماد به نفسش، برای ایجاد استقلال و عادت دادن به نظم و ترتیب برنامه هایی برایش دارم.

مثل همیشه به این جمله فکر می کنم که رهرو آن نیست که گه تند و گهی خسته رود    رهرو آنست که آهسته و پیوسته رود

سعی می کنم تا جایی که فرصت بشه بنویسم. مخصوصا از برنامه هایی که با دخترم دارم .

برای شروع دیشب لیستی از عادتهای خوبش را تهیه کردیم. بعد پیشنهاد کردم فکر کند و دو تا عادت خوب دیگر را هم وارد زندگیش کند. عادتهای خیلی ساده که با تمرین به راحتی به دست بیاید. 

برای تغییر دادن بچه ها باید در کنارشون بود. دستور دادن و جملات تاکیدی که این کار را بکن، اون کار را نکن، باید اینطوری باشی نباید اونطوری باشی جواب نمی ده. باید در کنارشون بود دستشون رو گرفت و پا به پای اونها راه رفت. اونقدر راه رفت که مطمئن بشیم یاد گرفتند بعد دیگه می شه رهاشون کرد.

بعضی از پدر و مادرها با مقایسه فرزندشان با دیگران از خودشان می پرسند چرا بچه ما اینقدر کم طاقته، چرا به حرف ما گوش نمی ده، چرا نامرتبه، چرا عجوله، چرا این همه بی اعتماد به نفسه چرا پشتکار نداره و هزاران چرای دیگه. من هم جز همان پدر و مادرها هستم اما حالا می دانم که مسئولیت رفتارهای بچه من با منه. من مسئول رفتارهای اون هستم و اگر تونستم بی پشتکار و بی حوصله بارش بیارم پس از این به بعد هم می تونم همه تلاشم را بکنم تا با بشتکار و با حوصله باشه.

همانطور که با رفتارهای کوچکم هر روز و هر ثانیه بهش آموختم که پشتکار نداشته باش حالا هم می تونم کم کم و آرام آرام بهش یاد بدم که چطوری وقتی کاری را شروع می کنه آرام و با انگیزه ادامه بده.اگر بهش یاد دادم که عجله کنه و صبر و آرامش نداشته باشه حالا هم توانایی اون رو دارم که رفتارش را اصلاح کنم و بهش یاد بدم با آرامش می تونه کارها را بهتر و دقیقتر انجام بده.

به تجربه می دونم که اکار آسانی نیست. اما کاملا شدنی و امکان پذیره. نیاز به تمرین هر روزه داره.

این چهل روز را بیشتر متمرکز می شم روی تربیت دخترم. اما مگه میشه بخوای کسی را تربیت کنی و از تربیت خودت غافل باشی. حقیقتش بچه ها خیلی از کارها را مستقیم از ما یاد می گیرند. وقت شناسی نظم و ترتیب آرام بودن و خیلی صفتهای خوب دیگه که دوست داریم در اونها به وجود بیاریم باید اول درون خودمون دنبالشون باشیم.

 


روز اول



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
زهره مقدمی
یکشنبه 30 آذر 1393

این پنت‌هاوس در نزدیکی واشنگتن با چشم‌انداز و منظره‌ای غافلگیرکننده و جذاب از شهر قرار گرفته است .
طراحی داخلی خانه به صورتی انجام گرفته که اتاق نشمین با یک شومینه‌ی معلق در فضایی باز و قابل انعطاف در گوشه‌ی پنت‌هاوس ، جای بگیرد . لوازم روشنایی و رنگی و درب‌های شیشه‌ای رنگارنگ ، فضا را تحریک می‌کنند . در طبقه‌ی بالا ، یک درب ‌شیشه‌ای و رنگارنگ دیگر دسترسی به اتاق خواب را فراهم می‌کند . همچنین اتاق خواب به یکی از دو تراس بزرگی که در پشت‌بام قرار گرفته‌اند دسترسی دارد .
شرح پروژه :
نام پروژه : Metropole 708
محل : ایالت واشنگتن
وضعیت پروژه :ساخته شده
مساحت : 2500 متر مربع

شیشه-درب

شومینه

شومینه-لوستر

چشم‌انداز

دکوراسیون-لوستر

آشپزخانه

ناهارخوری-آشپزخانه

صفحه بعد

پنت‌هاوس مدرن



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
زهره مقدمی
جمعه 28 آذر 1393


نامزدی بقایی تغییر مواضع انتخاباتی احمدی نژاد صلاحیت احمدی نژاددیروز نامزدهای انتخابات دوازدهم ریاست جمهوری از سوی شورای نگهبان معرفی شدند و این اتفاق مثل همیشه، برای افراد و جریاناتی که صلاحیت نامزدشان احراز نشد، تلخ و بعضاً محل گلایه گذاری شد که این گلایه گذاریها برای عدم احراز صلاحیت احمدی نژاد بیش از سایر ثبت نام کنندگان بود. در خلال این گلایه گذاریها بعضاً شبهاتی نیز از سوی کانالهای حامی احمدی نژاد و یا برخی کانالهای ضد انقلاب مطرح شد که در این مطلب میکوشم مختصرا به برخی از این شبهات، مختصراً پاسخ بگویم:

برای عدم احراز صلاحیت احمدی نژاد ، قطعاً دلایل حقوقی و منطقی مشخصی وجود دارد که درباره آنها در شورای نگهبان قطعا بحث و رأی گیری شده است که شاید برخی از آن دلایل برای افراد آگاه به مسائل حقوقی مشهود باشد و برخی نیز مبتنی بر اطلاعات دقیقی باشد که در اختیار شورای نگهبان قرار گرفته است، ولی سایر افراد از آنها و یا ابعادشان مطلع نباشند.

این که شخصی در یک دوره صلاحیتش برای ریاست جمهوری احراز بشود ولی در دور دیگر احراز نشود، یک مسئله عجیب و جدید نیست و برای افراد دیگر هم این مسئله رخ داده است و میتواند ناشی از اطلاعات جدیدی باشد که در خصوص وقایع گذشته یا درباره تغییرات و عملکرد اخیر افراد، در اختیار شورای نگهبان قرار گرفته است.

این که صلاحیت احمدی نژاد برای ریاست جمهوری احراز نشود، اصلا دلیلی برای این نیست که مثلا برای عضویت در مجمع تشخیص مصلحت نظام، صلاحیت نداشته باشد، کما این که قبلاً این مسئله برای افراد دیگری که در انتخابات ریاست جمهوری ثبت نام کرده اند و در رأس آنها مرحوم هاشمی هم وجود داشته است که همزمان هم عوض مجمع بوده اند و هم صلاحیتشان برای ریاست جمهوری احراز نشده است.

نکته دیگری که دیده میشود این است که برخی رسانه های حامی فتنه گران، عدم احراز صلاحیت احمدی نژاد را نشانه بصیرت ایشان قلمداد کردند در صورتی که اساساً اعتراض سران فتنه بابت یک ادعای غیرمستند به اسم تقلب گسترده بود و نکته دیگر این که، بصیر و دلسوز خواندن کسانی که با اسم رمز تقلب در انتخابات، خود بیشترین ضربه را در ابعاد مختلف سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و امنیتی به کشور و مردم وارد کردند، حقیقتا امری بس مضحک است.

آری! شاید اگر سران فتنه به جای ادعای تقلب و دعوت به اغتشاش، صرفا انتخاب احمدی نژاد را اشتباه میدانستند، میشد به ادعای بصیرتشان نخندید که البته همان هم مردود بود چرا که مطالعه رفتارهای احمدی نژاد نشان میدهد او بین سالهای 84 تا 96 دچار تحولات بنیادینی شده است و به همان دلیل که نمیتوان حضرت پیامبر(ص) را بابت سیف الاسلام خواندن زبیر و حضرت امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبری را بابت تمجید از مرحوم هاشمی بی بصیرت خواند، حمایت از احمدی نژاد در آن زمان که ولایی، قانونمند و کم حاشیه بود، درست؛ و هجمه به او در آن زمان نماد بصیرت نبود، بلکه مصداق هول دادن به پرتگاه بود.

نکته ای که دیشب متأسفانه مشاهده شد این بود که برخی کانالهای بسیار متعصب احمدی نژادی، متأثر از فضایی که در این چند روزه از سوی شخص احمدی نژاد و برخی افراد حلقه نزدیک وی ایجاد شده بود، تا حد دعوت به تجمع غیرقانونی هم پیش رفتند که البته با هوشیاری اغلب حامیان احمدی نژاد که عموما از طیف انقلابی و ولایی هستند، عملاً به شکست انجامید.

امروز موسم قانونی انتخابات شروع شده است و باید کوشید ضمن دعوت مردم به حضور در انتخابات و تلاش برای کشف و معرفی اصلح، با برگزاری انتخاباتی پرشور، ضمن ناامید کردن دشمنان، فضای کشور را به سمت عزت، پیشرفت، عدالت و برون رفت از وضعیت موجود حرکت داد.


پاسخ به برخي شبهات درباره عدم احراز صلاحيت احمدي نژاد براي انتخا



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
زهره مقدمی
پنجشنبه 27 آذر 1393

بسم الله الرحمن الرحیم

«دکتر راننده»

مدتی منتظر تبسی شدیم.

تهران اسنپ و مشهد تبسی.

پراید سفیدی بود. راننده از بالای عینک نگاهمان کرد و جواب سلاممان را داد.از بالای عینک مژه‌های بلندش مشخص بود. موهای صاف و کوتاهی داشت که روی پیشانی‌اش ریخته بود. هم ریش و هم سبیل داشت. قدش از روی صندلی معلوم نبود اما قکر نکنم قدبلند بود. پیراهن سفید و بدون اتویی بر تن داشت. فکر کنم نزدیک چهل و هفت یا هشت یا نه سالش بود. مرد جاافتاده‌ای به نظر می‌رسید.

با نجمه جان سخت مشغول صحبت بودیم و سر در کلام هم.

نجمه جان با آب و تاب ماجرایی را برایم تعریف می‌کرد و من با گوش جان، گوش می‌دادم.

راننده یکریز مشغول صحبت با موبایلش بود که با کلامی از او  دیگر نمی‌شنیدم نجمه جان چه می‌گوید. تمام گوشم به راننده شد. چشمانم به دهان نجمه‌جان بود و گوش‌هایم به مکالمه راننده.

فقط می‌دیدم دهان نجمه جان تکان می‌خورد ولی نمی‌شنیدم چه می‌گوید!

راننده داشت تلفنی و با لهجه غلیظ مشهدی به کسی می‌گفت:«ببین خانم من نمی‌تونم که یک‌روزه برای شما معجزه بکنم. بیاید مطبم از منشی‌ام وقت بگیرید تا بگم چی کار کنید. الانم یه سیر رو رنده کنید و روی جوش صورتتون بذارید....

و مثلا در ادامه گفت:«باشه .... باشه شما تشریف بیارید ببینم

به شانه‌ی نجمه جان زدم و با چشم به او اشاره کردم تا با ادامه صحبتش به راننده گوش بدهد.

هنوز تلفن قبلی را تمام نکرده‌بود دوباره موبایلش را برداشت و گفت:«سلام خوبین. من که به شما گفتم نامه مهدشو ببرید بهتون سی تومن وام می‌دن ماهی سیصد و هشتاد تومن

بله .... بله...... من سفارشتونو کردم اگه صبح میومدید من یه وام هشتاد تومنی دستم بود با ماهی پونصد تومن می‌دادم به شما.

نه خانم! من برای خیلی‌ها کار درست کردم. هر کی هر جا بیکار بوده و پیش من اومده، سر کارش کردم شما همون نامه رو ببر

و هنوز خداحافظی این تلفن را نداده‌بود دوباره گوشی را برداشت و این‌بار گفت:« جانم! شما با منشیم هماهنگ کن همین که گفتم: پیاز رو پوست بکن و با کمی سرکه و لیمو صورتتو بخور بده. خوب خوب میشین فقط عجله نکن

نه خانم عزیز باید هر شب این کار رو بکنید تا پوستتون براق و سفید بشه تمام جوش‌هاتونم خوب می‌شه

فقط اگه بتونید یه بار دیگه بیاید مطب بهتره. منشیم راهنمایی‌تون می‌کنه

به نجمه‌جان گفتم:«این راننده مثل این که دکتره. فقط چرا پشت پرایده و مسافرکشی می‌کنه!!!»

منتظر بود تا ما از دکتری‌اش و کار و بار و وام و هنرهایش بپرسیم.

یکریز با افراد خیالی‌اش صحبت می‌کرد و در تمام آن‌ها  بر دکتر بودن و منشی داشتن و ثروتمند بودنش تاکید بسیاری داشت!

مدام تکرار می‌کرد که بیاید مطبم و با منشی‌ام هماهنگ کنید.

در مکالمه خیالی دیگری به خانمی سفارش می‌کرد تا بیاید و یکی از دو سه ماشین او را بخرد و با آن کار کند. می‌گفت:«ببین خانم منشی من پونزده ساله با منه براش یه پراید خریدم بعد مطب میره و کار می‌کنه روزی کمش هفتاد تومن درمیاره. یه زنه ولی مثل یه مرد کار می‌کنه من چند تا ماشین دارم شما بیا پرایدمو به نامت بزنم بیکار نمونی

و در جواب تلفن خیالی‌اش می‌گفت:«نه عزیزم این حرفا چیه من در خدمتتونم»

بنده خدا هر چه به این در و آن در زد که از ما دو تا کلامی در تعجب و شگفتی بشنود، نشنید.از شانسمان ترافیک هم بود و مدت زیادی در ماشین او بودیم.

ما دو تا فقط ترسیده‌بودیم.

فهمیده‌بودیم که دروغ می‌گوید و ترسیده‌بودیم که با او هستیم.

تلفن آخرش بیشتر ما را ترساند

خانمی پشت خط به او التماس می‌کرد که مثلا او پیشش برود و او می‌گفت:«عزیزم! من که نمی‌تونم هر وقت تو می‌گی بیام.

و مثلا کمی صدایش را پایین آورد تا حدی که مطمین شود ما هم می‌شنویم وپرسید:«چی پوشیدی؟ .....

راستشو بگو؟؟؟؟ .... تاب تنت..... و پشت مثلا خط، دیگرخیالی‌اش چیزی می‌گفت و او در ادامه گفت:«لخت نخوابی‌ها!!! می‌دونی که من....

به نجمه جان زدمو گفتم من می‌ترسم بیا زودتر پیاده شویم.

راننده هم‌چنان در مکالمه خیالی‌ بود. گاهی مثلا با زن واقعی‌اش دعوا می‌کرد و یکسره او را سرزنش می‌کرد و از این که زنش او را سیم جین می‌کند ناراحت می‌شد و با لحن بد با او حرف می‌زد و تلفنش را قطع می‌کرد و دوباره به سر خانم عشق خیالی‌اش می‌آمد و با او قرار و مدار می‌گذاشت.

 مکالمه‌های خیالی راننده تمامی نداشت. آن یکی را هنوز قطع ناکرده، دیگری را به گوش می‌گرفت به قول سعدی: «چندان ازین ماخولیا فروگفت که بیش طاقت گفتنش نماند»

ما که ترسیده‌بودیم و جوری وانمود می‌کردیم که انگارحواسمان اصلا به او نبوده خیلی قبل ازمقصد خواستیم تا پیاده شویم و او در حالی که هنوز در مکالمه بود و فکر نمی‌کرد پیاده شویم، با تعجب نگاهی به ما کرد و به هم تلفنی خیالی‌اش گفت:« قطع کن قطع کن زنگ می‌زنم»

و تا خواستیم پیاده شویم گفت:«ببخشید من خیلی حرف زدم فقط یادتون نره بهم امتیاز بدید»

 ما دو تا که انگار از چنگال یک آدم ربای حرفه‌ای فرار کرده‌باشیم، سریع خود را به پیاده‌رو رساندیم و دوان دوان به خانه رفتیم

وقتی فکر می‌کنم می‌بینم چقدر گناه داشت!!!

آدم باید چقدر بدبخت و بیچاره و بیمار باشد که بتواند این همه وقت در مکالمه‌هایی خیالی خود را راضی کند.

توانسته‌بود با این کلک چند نفر را جلب توجه کند و به حرف و راه بکشاند، خدا می‌دانست! آدم‌های مثل او کم نیستند!

آدم‌های ساده و بی‌فکر هم کم نیستند که به راحتی گول امثال او را می‌خورند...

فقط آن شب نمی‌دانست که چه ترسوهایی را سوار کرده!!!

البته فقط قصه ترس نبود. برای ما رفتار بیمارگونه این راننده باعث تعجب و ترس بود!!

خدا خودش به خیر کند

این فراخوان جامعه ماست چه بخواهیم چه نخواهیم!!

موضوع مطلب :

دكتر راننده



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
زهره مقدمی
چهارشنبه 26 آذر 1393

ای همه هستی ام فدای تو          شور وسر مستی ام برای تو 

داغ تو تا ابد به کنج  دل           خانه ی دل     پر از وفای تو  

روز  شب ناله دارد ایندل من          مرغ جانم غزل سرای تو 

در دل وجان قیامتی بر پاست       دل وجان محو در لقای تو 

گرچه خون بارد از دلتنگم              روح وجانم پر از صفای تو 

صدیقه اژ ه ای 

آتش مهر 


همه ي هستي ام



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
زهره مقدمی
سه شنبه 25 آذر 1393
گروهی از مهندسان موفق شدند بزرگ‌ترین مکعب روبیک جهان را بسازند.



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
زهره مقدمی
یکشنبه 23 آذر 1393

طرز تهیه قارچ شکم پر با سس خامه

قارچ ها اشتها آور عالی هستند و دستورالعمل های آشپزی مخصوص با این پرخاصیت های خوشمزه بسیار تنوع دارند که یکی از آنها قارچ شکم پر است ، رسپی که به دهها مدل در سرتاسر دنیا آن را آماده و سرو می کنند. در این بخش از آشپزخونه نمناک می توانید چگونگی پخت قارچ خوش مزه شکم پر با سس خامه ای را یاد یگیرید قطعا پخت این غذا آسان است و این قارچ شکم پر با سس خامه ، واقعا خوش مزه است، این دستور العمل واقعا آسان مطمئنا نظرهمه را جلب خواهد کرد.

دستور پخت قارچ شکم پر با سس خامه  Mushrooms stuffed with cream sauce

قارچ شکم پر مجلسی

دستور تهیه قارچ شکم پر با سس خامه

مواد لازم

  • 2حبه سیر
  • 1 شاخه جعفری
  • 2 قاشق سوپ خوری روغن ( 20 میلی لیتر )
  • 1قاشق سوپ خوری سرکه ( 5 میلی لیتر )
  • 3 و نیم لیوان قارچ ( 350 گرم )
  • 1 فنجان فلفل ( 100 گرم )

دستورالعمل

ساقه تمام قارچ ها را ببرید و سپس آن ها را با دقت بشویید تا هر گونه کثیفی را پاک کنید.

با احتیاط ساقه را از بقیه قارچ ها جدا کرده و داخل آن ها را خالی کنید همچنین باید به دقت لبه داخلی کلاه را از بین ببرید.

سیر و جعفری را خرد کرده . نصف سیر و کمی جعفری را کنار بگذارید.

در تابه روغن سیر را سرخ کنید تا قهوه ای طلایی،شود سپس سیر را بیرون آورید . در این مرحله روغن عطر بسیار خوبی خواهد داشت.

ساقه قارچ بریده شده، جعفری را اضافه کنید و سپس کمی آب و نمک برای طعم دارکردن اضافه کنید و با حرارت کم بپزید، دقت کنید قارچ ها خشک نشوند.

پنج دقیقه بعد، قارچ های باقی مانده را با قسمت توخالی به سمت بالا که با روغن اسپری شده قرار دهید و بگذارید آرام بجوشد.

هشت دقیقه بعد قارچ را با نمک مزه دار کنید.

آن ها را دوباره درنمک بغلتانید.

ساقه قارچ را از روی حرارت بردارید و خورش را در مخلوط کن همراه با سیر و جعفری خام بریزید. سرکه اضافه کنید تا سس نیمه غلیظ به دست آید.

سس خامه ای را روی قارچ گریل بریزید. و دو دقیقه حرارت دهید.

 

قارچ شکم پر با پنیر Mushrooms stuffed with cheese cream 

غذا با قارچ

دستور تهیه قارچ شکم پر با پنیر

مواد اولیه 

  • نمک دریا برای مزه دار کردن
  • 200 گرم قارچ
  • پنیر زرد یا آبی

دستورالعمل

ساقه قارچ را ببرید و بردارید، و آن ها را به خوبی تمیز کنید ، و قارچ های تو خالی را داخل ظرف رو به بالا قرار دهید.

آن ها را با نمک مخلوط کنید.

قارچ را با پنیر پر کنید.

ظرف را دو دقیقه بپوشانید.

 

قارچ تازه شکم پر با خامه بروکلی  Fresh mushrooms stuffed with broccoli cream

قارچ شکم پر روی گاز

دستور تهیه قارچ شکم پر با بروکلی

مواد لازم

  • نمک ( برای مزه دار کردن )
  • 1 عدد پیاز ( 30 گرم )
  • 1 عدد بروکلی ( 200 گرم )
  • 2 حبه سیر ( 10 گرم )
  • مارچوبه تازه
  • پنیر خامه ای
  • 1 / 2 فنجان قارچ تازه ( 50 گرم )
  • یک تکه بزرگ سینه بوقلمون ( 100 گرم ).
  • 1 قاشق سوپ خوری روغن زیتون بکر خانگی ( 10 میلی لیتر )

دستورالعمل

ساقه قارچ را ببرید و آن ها را به خوبی تمیز کنید.

در یک ماهی تابه با روغن داغ، بروکلی، پیاز، ساقه قارچ، سیر و کمی نمک را بریزید.

مقداری از پیاز را کنار بگذارید.

مواد اولیه را زمانی که سرخ شدند له کنید باید مخلوط صاف شبیه پوره به دست آورید.

پنیر و سینه بوقلمون خرد شده را به خامه اضافه کنید.

در انتهای ظرف شیشه ای، پیاز های خلالی و روغن اضافه کنید .

قارچ ها ی تو خالی به سمت بالا قرار دهید و کرم روی آن ها بریزید.

کمی جعفری روی آن بپاشید می توانید با مارچوبه تازه تزیین کنید.

20 دقیقه در دمای 150 درجه سانتیگراد بپزد

 

قارچ شکم پر با سس بولونیایی Mushrooms stuffed with bolognese cream  

قارچ شکم پر در فر

دستور تهیه قارچ شکم پر با سس بولونیایی

مواد اولیه

  • موزارلا
  • کمی نمک
  • 1فنجان خرده نان ( 100 گرم )
  • روغن زیتون و جعفری ( برای مزه دار کردن )
  • 8 فنجان قارچ ( 800 گرم )
  • 3 فنجان سس بولونیایی ( 300 گرم )
  • 2 فنجان سس بشامل( 200 گرم )

دستورالعمل

سس بشامل و بولونیایی را در تابه حرارت دهید و به خوبی مخلوط کنید و نمک را اضافه کنید.

در ماهی تابه، قارچ های مزه دار را قرار دهید، در دمای 180 درجه سانتی گراد طوری که قسمت تو خالی بالا باشد بپزید. 

قارچ را از فر بیرون آورید و آن ها را با سس بشامل و بولونیایی پرکنید. پنیر موزرلا و خرده نان را روی آن بریزید. 

20دقیقه در فر ذوب می شود. 

در نهایت آن ها را از فر بیرون آورید و جعفری روی آن بپاشید. 

غذا را سرو کنید و از قارچ شکم پرلذت ببرید.

طرز تهیه چند نوع قارچ شکم پر خوشمزه و لذیذ مجلسی!

چند مدل قارچ شکم پر که با لب و دهانتان بازی می کنند!+طرزتهیه



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
زهره مقدمی
جمعه 21 آذر 1393

نگاهی به تفسیر ادبی عرفانی قرآن مجید         ( 1225 )                                                           

بوستان ادب و عرفان در سروش
https://sapp.ir/913607

سوره 27 : نمــل ( مکّی ـ 93 آیه دارد ـ جزء  نوزدهم ـ صفحه 377 )

   ( قسمت چهـــاردهــم )

«(سعـادت جـاودان )»


 

( جزء بیستم صفحه 382   آیه 60 )‌

بسم الله الرحمن الرحیم 

أَمَّنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَ أَنْزَلَ لَکُمْ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً

فَأَنْبَتْنَا بِهِ حَدَائِقَ ذَاتَ بَهْجَةٍ مَا کَانَ لَکُمْ أَنْ تُنْبِتُوا شَجَرَهَا

أَإِلَهٌ مَعَ اللَّهِ بَلْ هُمْ قَوْمٌ یَعْدِلُونَ

   ترجمه لفظی آیه شریفه :

[ یا آنچه شریک مى ‏پندارند بهتر است] یا آن کس که آسمانها و زمین را خلق کرد

و براى شما آبى از آسمان فرود آورد ، پس به وسیله آن باغ هاى بهجت ‏انگیز رویانیدیم

کار شما نبود که درختانش را برویانید ، آیا معبودى با خداست [ نه ] بلکه آنان قومى منحرفند

 نگاهی ادبی و عرفانی به آیه شریفه :

 

از روی فهم ، بر زبان اهل معرفت و بصیرت ، اشاراتی است ،

و زمین و خاک ، اشارت است ؛ به نفس آدمی که وی را از آن آفریدند ؛

و آسمانِ با رفعت اشارت است به ؛ عقلِ شریف و رفیع ؛

که هیچ چیز از آن رفیع تر و شریف تر نباشد .

و آب که سبب زندگی و نشو و نمای نبات و حیوان است ؛

مانند علمِ مکتسب است ،

چنانکه آبِ زندگی ، هرکس و هرچیز را مدد می دهد ،

علم هم زندگیِ دل را مدد می دهد ،

و حدیقه (باغ) های با بهجت ؛

اشارت است به کارهای پسندیده و طاعت ها و عبادت های آراسته ،

همان گونه که باغ و بوستان و درختان گوناگون و میوه های رنگارنگ ،

از آبِ روان حاصل و آراسته میشود ؛

و از آب ، زینت و صفا و بهجت میگیرد ،

طاعت ها و کارهای نیک بندگان نیـــز،

به مقتضای علم ، و وساطتِ عقل ، حاصل و آراسته میگردد .

و شخص عامل را به سعادت جاودان می رساند .

زمین که بارِ خلق میکشد ؛ مثلی است برای بارگیریِ دین ؛

که رسول الله(ص) فرمودند :

دنیـــا را مرکوبی قرار دهید که شما را به آخـــرت برساند ،

و آخـــرت ، بارانداز و جایگاه و بارگاهِ خود قرار دهید .

و آسمان ، اشارت است به بهشت ؛

که فرمود : بهشت در آسمان است ؛

و آب ؛ اشارت است به وحی و علم است ،

که به واسطه ی پیامبر(ص) به بندگان می رسد ،

چنانکه خداوند فرمود :

از آسمان آب فرود آمد ، و زمین مُـــرده را زنـــده کرد ،

و این نشانی است برای مردمی که می شنوند !

بعضی گویند در اینجا مراد از آب ، قُـــرآن است ؛

به دلیل آن که آن را معلّقِ به آسمان کرد ،

و آب هم از چیزهای شنیدنی نیست ،

و قرآن هم از آسمان فرو فرستاده شده ، که فرمود :

اِنَّ فِی ذلِکَ لَایَةٌ لِقَومٍ یَسمَعُونَ .
نتیجه تصویری برای تصاویر متحرک مذهبی

 

 

 

این جمعه هم گذشت و نیامدید آقـــا !

شاید ما همچنـــــان سرگــــــرم دنیـــا و زنـــــدگی خویشیــم

ولی هر روزه برای تعجیل در ظهـــــــــور مبارکتــــــان

دعــــای فــــــرج بر لب داریـــــــم

 

موضوع :

«( سعـادت جـاودان )»



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
زهره مقدمی
دوشنبه 17 آذر 1393

آورده‌اند که شیخ جنید بغدادی به عزم سیر از شهر بغداد بیرون رفت و مریدان از عقب او

شیخ احوال بهلول را پرسید.

گفتند او مردی دیوانه است.

گفت او را طلب کنید که مرا با او کار است. پس تفحص کردند و او را در صحرایی یافتند.

شیخ پیش او رفت و سلام کرد.

بهلول جواب سلام او را داده پرسید چه کسی هستی؟ عرض کرد منم شیخ جنید بغدادی.

فرمود تویی شیخ بغداد که مردم را ارشاد می‌کنی؟ عرض کرد آری..

بهلول فرمود طعام چگونه میخوری؟

عرض کرد اول «بسم‌الله» می‌گویم و از پیش خود می‌خورم و لقمه کوچک برمی‌دارم، به طرف راست دهان می‌گذارم و آهسته می‌جوم و به دیگران نظر نمی‌کنم و در موقع خوردن از یاد حق غافل نمی‌شوم و هر لقمه که می‌خورم «بسم‌الله» می‌گویم و در اول و آخر دست می‌شویم..

بهلول برخاست و دامن بر شیخ فشاند و فرمود تو می‌خواهی که مرشد خلق باشی در صورتی که هنوز طعام خوردن خود را نمی‌دانی و به راه خود رفت.

مریدان شیخ را گفتند: یا شیخ این مرد دیوانه است. خندید و گفت سخن راست از دیوانه باید شنید و از عقب او روان شد تا به او رسید.

بهلول پرسید چه کسی هستی؟

جواب داد شیخ بغدادی که طعام خوردن خود را نمی‌داند.

بهلول فرمود: آیا سخن گفتن خود را می‌دانی؟

عرض کرد آری...

سخن به قدر می‌گویم و بی‌حساب نمی‌گویم و به قدر فهم مستمعان می‌گویم و خلق را به خدا و رسول دعوت می‌کنم و چندان سخن نمی‌گویم که مردم از من ملول شوند و دقایق علوم ظاهر و باطن را رعایت می‌کنم. پس هر چه تعلق به آداب کلام داشت بیان کرد.

بهلول گفت گذشته از طعام خوردن سخن گفتن را هم نمی‌دانی..

پس برخاست و برفت. مریدان گفتند یا شیخ دیدی این مرد دیوانه است؟ تو از دیوانه چه توقع داری؟ جنید گفت مرا با او کار است، شما نمی‌دانید.

باز به دنبال او رفت تا به او رسید.

بهلول گفت از من چه می‌خواهی؟ تو که آداب طعام خوردن و سخن گفتن خود را نمی‌دانی، آیا آداب خوابیدن خود را می‌دانی؟

عرض کرد آری... چون از نماز عشا فارغ شدم داخل جامه‌ خواب می‌شوم، پس آنچه آداب خوابیدن که از حضرت رسول (علیه‌السلام) رسیده بود بیان کرد.

بهلول گفت فهمیدم که آداب خوابیدن را هم نمی‌دانی.

خواست برخیزد جنید دامنش را بگرفت و گفت ای بهلول من هیچ نمی‌دانم، تو قربه‌الی‌الله مرا بیاموز.

بهلول گفت: چون به نادانی خود معترف شدی تو را بیاموزم.

بدانکه اینها که تو گفتی همه فرع است و اصل در خوردن طعام آن است که لقمه حلال باید و اگر حرام را صد از اینگونه آداب به جا بیاوری فایده ندارد و سبب تاریکی دل شود.

جنید گفت: جزاک الله خیراً! و ادامه داد:

در سخن گفتن باید دل پاک باشد و نیت درست باشد و آن گفتن برای رضای خدای باشد و اگر برای غرضی یا مطلب دنیا باشد یا بیهوده و هرزه بود.. هر عبارت که بگویی آن وبال تو باشد. پس سکوت و خاموشی بهتر و نیکوتر باشد.

و در خواب کردن این‌ها که گفتی همه فرع است؛ اصل این است که در وقت خوابیدن در دل تو بغض و کینه و حسد بشری نباشد.

شیخ بغداد



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
زهره مقدمی
دوشنبه 17 آذر 1393

«تو  قلب بیگانه را می شناسی،زیرا در سرزمین مصر،بیگانه بوده ای»!

تمام «کویر»،حکایت همین «قلب غریب» است!

 

من معتقدم که به همان اندازه که «زهد»،بیهوده می کشد،تا بدون حلّ تضادّهای طبقاتی و تحقّق سوسیالیسم،توحید و اخلاق و تکامل معنوی را، در جامعه احیاء کند،سوسیالیسم نیز،ساده لوحانه می پندارد که با حلّ مشکلات اقتصادی و نفی استثمار مادّی،انسان را به مرحلهء«بی نیازی و بی رنجی»خواهد رساند.

 

شکست نسبی رسالت انبیاء در تحقّق توحید،به عنوان توحید الهی و لازمه اش:

 

توحید انسانی؛حاکمیّت اسلام اشرافیّت و محکومیّت اسلام«علی(ع)»،ثابت می کند که:

 

 تا قدرت در اختیار یک طبقه است،توحید نیز در دست او،ابزار شرک می شود،و احساس مذهبی نیز،عامل تخدیر و بیماری فلج کننده!

 

به نیروی خودِ اسلام،خانوادهء پیغمبر(ص) مظلوم می شود؛به نیروی قرآن،«علی(ع)» در صفّین شکست می خورد؛و بالأخره با فتوای دینی،«حسین(ع)» تکفیر می شود!

 

از سوئی،رشد بورژوازی در غرب،نشان می دهد که،به میزانی که نیازهای اقتصادی بیش تر تأمین می شود،و انسان غربی به رفاه می رسد،دغدغهء روح و نیاز انسانی و عصیان و عطش،بیش تر جان می گیرد.

 

«کویر»،تجسّم سرنوشت آدمی در طبیعت است.

 

بسیار پرمعنی و قابل تأمّل است که نهضت اگزیستانسیالیسم(نه فلسفه اش)یک قرن پس از مارکسیسم اوج می گیرد!و به همان میزانی که مارکسیسم زادگاه اوّلیّه اش:آلمان،فرانسه و انگلیس را ترک می کند و راهی آسیا و آمریکای لاتین و آفریقا می شود،و جامعه های فقیر و عقب مانده از او استقبال می کنند،هموطنانش به اگزیستانسیالیسم رو می کنند؛و نسل جوان،بیشتر از نسل پیر و در دوران کنونی،بیشتر از سال های فقر پس از جنگ و سال های بیداد استثمار طبقاتی و فقر وحشتناک طبقهء کارگر دوران بین دو جنگ!

 

ادامه دارد...

کوير،تجسّم سرنوشت آدمي در طبيعت(1)



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
زهره مقدمی
یکشنبه 16 آذر 1393

بیایید قبل از هرچیز با خودتان حسابتان را روشن کنید ،برای اینکار باید ،گرد وعبار زنگار عفلت زدگی ودنیا طلبی مفرط را از دل واندیشه نفستان بزدایید ،به آیینه پیش رویتان نگاه کنید ،زالا ترین ماندگار ترین الگوهای انسانی را در آن شفاف روشن می بینید گتاریخ را ورق بزنید مطالعه کنید ، تا دستگیرتان بشود جایگاه خیانتکاران وطن فروشان غریبه پسندان غرب گرایان کجاست تا بفهمیدفهمیده ها از شما زرنگتر وداناتر بوده اند تا بفهمید امیرکبیر میرزا کوچک خان رئسس علی دلواری ها چه پایداری مقاومتی کردند ،شما مسلمانید تاریخ اسلام را بخوانید تا جنایتکاران زر انودزان دنیا طلبان را با تمتم وجود خود لمس کنید ،اگر هنوز غرق در زیاده خواهی ریاست طلبی نشده اید سرس به مناطق محروم که نه در گوشه کنار همین پایتخت شهرهایی که محل زندگیتان هست بزنید ،به بینارستانها به کومه های تاریک نمور به اسیب دیدگان زندانیان در بند سری بزنید 

یکروز تعطیلی به خانه فقرا بروید به جای مناطق خوش آب وهوا خوردن غداهای چرب وشیرین ورزشهای آنچنانی دمی بخود بیایید از خدا بترسید از روز واپسین که شما فاقد هر گونه باند ورانت گروه دسته حزب هستید  بیاد داشته باشید هر زرهای از مال وطلمی که انجام داده اید بی پاسخ نخواهد ماند به سلامتی پست مقام مال فرزندان خود مغرور نشوید 

تا دیر نشده هرچه از بیت المال را به عارت بردهاید با سربلندی برگردانید 

هر گره ای که در کار مردم ومشکلات اقتصادی هست را باز کنید کم کاری نکنید اگر نمی توانید کار را بدست کسانی بسپارید که می توانند ،اگر نمی توانید برتعهدات وسوگندهایی که در آغاز کار برای حفظ منافع ملت ایران خورده اید باقی بمانید ،جایگاه خود را به کسانی بپارید که متهدانه عمل می کنند جان می دهند اما استقلال وحفظ منافع ملی را بخوبی پاسداری می کنند 

در برابر دشمنان قسم خورده خود را نمی بازند 

ایمان بخدا وتوکل براو دارند بر سر آرمانهای نظام مقدسشان معامله نمی کنند ،به مردم دروغ نمی گویند ،بفکر محرومان جوانان بیکار هستند 

تا دیر نشده از راه کجی که رفته اید بر گردید 

با بد رفتاری هایتان مردم را به نظام بد بین نکنید

 برگردید ،

تک تک شما مدیون خون بیست سه هزار شهید هستید 

از جیب که نه از جانتان مایه بگذارید 

با شما هستم ای کم خردان منعت طلبی که با ارض دولتی

در این وضعیت تحریم اقتصادی وارادات غیر ضرور داشته اید وای برشما 

برگردید ای هوا پرستان فریب خوردگان فریفته دنیا 

افسار شتر نفس را به سمت خدا بر گرانید 

پشت بر طاغوتهای عصر حاضر با ایمان واراده محکم دلی قوی دارید 

برگردانید اموال بیت المال را تا نگاه ملت ایران را نسبت خود خوش بین گردانید

نوشدارو قبل از مرگ کار ساز است ای مسئو لان اگر جای شما بودم 

 نه تنها از تعطیلات به حق خود  که از خواب خود می زدم 

تا برتمام مشکلات فائق آیم

چه برسد به ریخت وپاش حیف میل نمودن   بیاد بیاورید شهیدان جانباخته ای که شبانه روز خسته گرسنه خاک آلود در دفاع مقدس جانفشانی کردند 

شما کاری به بزرگی آنان بکنید 

بیاد داشته باشید مردم به شم رآی اعتماد دا ده اند

واز شما می خواهند عزت واقتدار فارغ از هر گونه وابستگی

به اجانب را حفط نمایید

تا دیر نشده امانتها را برگردانید

صدیقه اژ ه ای                      مدیر وبلاگ شیدای اصفهانی

 

 


نوشدار قبل از مرگ



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
زهره مقدمی
یکشنبه 16 آذر 1393

چهارشنبه 97 خرداد 30 , ساعت 12:4 صبح  

هزاران گلوله شلیک شد

هزاران نخل سردادند

هزاران پدربغض کردند

هزاران مادرعزادار شدند

هزاران عروس سیاه بخت ماندند

 

وتاریخ به صدادرآمد،

امروز

سوم خرداد است..! 

"خرمشهر راخدا آزاد کرد"

 

#ص_امیدی

@SS_omidi


خرمشهر



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
زهره مقدمی
شنبه 15 آذر 1393

دعوای عجیب و خطرناک خلبان و کمک خلبان عراقی

تسنیم:  دعوا و کتک کاری خلبان و کمک خلبان یک هواپیمای عراقی بر سر یک وعده غذا، مسافران را تا آستانه یک فاجعه به پیش برد. 

یک هواپیمای متعلق به شرکت هوایی عراق که از فرودگاه مشهد بلند شده بود در حالی در بغداد به زمین نشست که یکصد و پنجاه مسافر آن ممکن بود به دلیل دعوا و کتک کاری میان خلبان و کمک اش هرگز به سلامت از هواپیما خارج نشوند. 

نکته جالب در این میان این است که دعوا در حین پرواز و بر سر یک وعده غدا شکل گرفت. 

به نوشته یورونیوز، شرکت هواپیمایی عراق چهارشنبه شب پیش با انتشار بیانیه ای بدون توضیح در باره زمان وقوع این ماجرا اعلام کرد:«وزیر حمل و نقل دستور آغاز تحقیق در باره ماجرای دعوای دو خلبان مذکور حین پرواز را صادر کرده است.» 

در این بیانیه به علت و بهانه مشاجره میان خلبان و کمک اش هنگام پرواز با هواپیمایی که 157 مسافر و خدمه را حمل می کرد، اشاره ای نشده است. 

این درحالیست که کمک خلبان پرواز بغداد - مشهد در نامه ای به رئیس خود ماجرا را اینگونه توضیح داده است:«هنگام پرواز در لحظه ای مشاجره صورت گرفت که خلبان به یکی از مهماندارها اجازه نداد برای من غذا بیاورد. بهانه خلبان این بود که من جلوتر از او برای درخواست غذا اجازه نگرفته بودم.» 

کمک خلبان در این نامه می افزاید:«خلبان بعد از خوردن غذا، با عباراتی نامناسب من را مورد خطاب قرار داد و پس از آن ضمن توهین کتکم زد. این مسئله سبب شد تا یک از اعضای تیم امنیتی وارد کابین شود.» 

خلبان و کمک اش با این وجود موفق می شوند هواپیما را سالم در فرودگاه بغداد به زمین بنشانند اما به محض فرود در فرودگاه، خلبان بار دیگر کمک اش را مورد توهین و ضرب و شتم قرار می دهد. کمک خلبان درباره این وضیعت می گوید که چاره ای جز دفاع از خود نداشته است. 

شرکت هواپیمایی عراق اعلام کرده که خلبان و کمک خلبان این پرواز در حال حاضر از کار معلق شده اند و باید در انتظار مجازات های سنگینی همچون ممنوعیت پرواز تا ابد باشند.

انتهای پیام/م

ضرب و شتم خلبان و کمک خلبان به خاطر غذا

کتک کاری خلبان و کمک خلبان در پرواز مشهد بغداد !



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
زهره مقدمی
شنبه 15 آذر 1393

دیشب می‌خواستم از غفلت لحظه‌ای رئیس استفاده کنم و از نمایشگاه فرار کنم سمت خونه که به بازی فینال اروپا برسم.

یهو گزارشگر رادیو که بغل غرفه خودمونه از کمین دراومد و با میکروفون جلومُ گرفت و گفت این دفعه نمیذارم فرار کنی باید سوالامو جواب بدی! :| از شب اول هربار می‌خواست ازم گزارش بگیره پاسش میدادم به یکی دیگه می‌گفتم فلانی(اشاره به نزدیک‌ترین آدم عبوری) خیلی بارشه ازین سوال کن.خلاصه اینکه جلوی خلق‌الله نگهم داشت و گفت نذارین این فرار کنه :| رفت با گوینده‌هاشون هماهنگ کرد و اونا بعد پخش وُله، اعلام برنامه کردن و نوبت گفتگوی ما شد.خانم گزارشگر، میکروفون رو گرفت جلوم: - در خدمت جناب ر...ی هستیم از غرفه‌داران نمایشگاه،از ایشون سوال می‌کنیم ده سال آینده رو آرزو دارن در چه حالی باشن؟ توی ذهنم گفتم عجب سوال غیرکلیشه‌ایی که فقط میشه جواب کلیشه‌ای داد!حالا چرا ده سال؟شروع کردم و گفتم می‌خوام توی شغل و حرفه‌م به سطح مطلوب برسم...البته این مهم رو از خداوند می‌خوام نَه تا ده سال آینده،که تا آخر زندگیم،سایه پدر و مادرم بالای سرم باشه که هرچی دارم ازونا دارم.به اینجا که رسید گوینده‌ی خوش‌صدا از خوشحالی ده بار سرشو تکون داد.فهمیدم همون چیزی رو گفتم که اون دلش میخواد.دیگه تا تونستم به عشق سیبیلای خون‌چکانش پیاز داغشو زیاد کردم.تموم که شد وایسادم ببینم چی میگه.میدونستم بعد هرمصاحبه درباره صحبت مصاحبه‌کننده‌ها حرف میزنه.پخش وُله تموم شد و گوینده با صدای واقعا گرمش،تا تونست از قدرشناسی جوانان ایرانی :| تعریف و تمجید کرد! تا جایی که شدنی بود لب و دهن اومدنِ من رو تکمیل کرد! داشتم از در خارج میشدم که آخرین حرفاشو شنیدم.«بله شنوندگان عزیز!همونطور که گفتگوی ما رو شنیدید با این جوان عزیز،این است فرهنگ همه جوانان مسلمان ایرانی! اصلا از پس پَری‌پیارسال با هرکدوم گفتگو کردیم این چنین از پدر و مادرشون قدردانی کردن...».

من کنار کیسه صفرام یه کیسه وجدان دارم که سر کوچکترین مسائل،سنگ‌سازی میکنه و سبب وجدان دردم میشه.Frame  به Frame خون به جگرایی که به دل همین پدر و مادر کردم از جلو چشمام رد شدن.حالا هم اسم خودم رو وارد لیستی کردم که همیشه نقدشون می‌کنم.آدمایی که جوری حرف میزنن تا پخش بشه! تا این و اون خوششون بیاد.

آدمایی که فقط لب و دهنن.   

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

پسرخاله‌ای دارم که هم سن و سال خودمه.یه پسادکترای ناقابل داره از دانشگاهی که Rankش توی دنیا همیشه تک رقمیه. تازگی اومده ایران. مدام ازم سوال میکنه توی نمایشگاه قرآن چیکار میکنی دقیقا؟ اصرار که کرد گفتمش چسب می‌زنم به استیکرایی که مردم روش چیز نوشتن،نیفته زمین! :)) :| 

آدرس غرفه هم دادم دیگه! بیاین سر بزنین!  

پُست قبل،دست از سرم برنمیداره!



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
زهره مقدمی
جمعه 14 آذر 1393

هندسه(تحلیلی): فصل ۱ دهم+ماتریس بخش اول

حسابان: تعریف تابع، روش های نمایش تابع، دامنه و برد تابع، تساوی دو تابع

گسسته: آنالیز ترکیبی

فیزیک: فیزیک و اندازه گیری

شیمی: ایزوتوپ، آرایش الکترونی، مدل بور و کوانتومی، حفظیات فصل ۱ دهم

ادبیات: پایه جمله، شمارش جمله، شبه جمله، مطابقت نهاد و فعل، شیوه بلاغی،صرف فعل

عربی: مجرد و مزید

دینی: درس ۱ دهم

زبان: کلمات درس ۱ دهم، شعر های:(جدول تناوبی، منظومه شمسی،قاره ها، ماه های سال)

جمع بندی تا ۲۹/تیر



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
زهره مقدمی
پنجشنبه 13 آذر 1393


( کل صفحات : 2 )    1   2   

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی